مقدمه:
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده و استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله پوشش است، البته آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. کالبد«حجاب » به روح «عفاف» نیازمند است و روح عفاف نیز بدون کالبد حجاب ,قابل تصور وبروز واثر آفرینی نیست ,عفاف به عنوان سازنده ی لایه های زیرین حجاب ,یعنی پارسایی ,خویشتن داری وشرم سازنده و از فضايل اخلاقي مورد تأكيد در اسلام است كه در اصطلاح به نيروي دروني تعديل كننده شهوات و غرايز انسان اطلاق ميشود. توجه بسيار آيات و روايات نشان از اهميت بيحد و حصر اين مسأله در اسلام دارد حجاب به عنوان لایه های رویین عفاف است که وجه مرئی،ظهور یافته همان پارسایی وخویشتن داری را نشان می دهد و این دو ,توامان به زن فرصت می دهد تا با حیثیت انسانی خود در جامعه ظاهر شود وبا آن تعامل پیدا کند ,حجاب عالی ترین حجت زن مسلمان, برای فراموش نشدن از صحنه های اجتماعی است و یکی از مترقی ترین , رشد آورترین , قوانین اسلام درباره زنان است, که باید در درجه نخست بدیده«حق» به آن نگریست و با چنگ و دندان , این حق اضافه شده از طرف حضرت حق را هم خود حفظ کرد و هم حفظ و توسعه آن را از جامعه واز حاکمان و بویژه از حکومت دینی خواست .از این روی اساسی ترین حرکت در زمینه ی این مهم ،حرکت روشنگری – تبیین – و باور پذیر نمودن جامعه نسبت آن است.
حجاب وعفاف در قران
قرآن كريم كه به عنوان يكى از مهمترين سندهاى زنده الهي، در ميان مردم به امانت گذاشته شده است، مسأله حجاب و حفظ زنان ودختران از ديد نامحرمان را مورد تأكيد قرار داده و ميفرمايد:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ[1] وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [2]
به مردان مؤمن بگو : چشمان خود را [ از آنچه حرام است مانند ديدن زنان نامحرم و عورت ديگران ] فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، اين براى آنان پاكيزه تر است ، قطعاً خدا به كارهايى كه انجام مي دهند ، آگاه است و به زنان باايمان بگو : چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، و زينت خود را [ مانند لباس هاى زيبا ، گوشواره و گردن بند ] مگر مقدارى كه [ طبيعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه ، بر دست و صورت ] پيداست [ در برابر كسى ] آشكار نكنند ، و [ براى پوشاندن گردن و سينه ] مقنعه هاى خود را به روى گريبان هايشان بيندازند ، و زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهرانشان ، يا پدرانشان ، يا پدران شوهرانشان ، يا پسرانشان ، يا پسران شوهرانشان ، يا برادرانشان ، يا پسران برادرانشان ، يا پسران خواهرانشان ، يا زنان [ هم كيش خود ] شان ، يا بردگان زر خريدشان ، يا خدمتكارانشان از مردانى كه ساده لوح و كم عقل اند و نياز شهوانى حس نمي كنند ، يا كودكانى كه [ به سنّ تميز دادن خوب و بد نسبت به اميال جنسى ] نرسيده اند . و زنان نبايد پاهايشان را [ هنگام راه رفتن آن گونه ] به زمين بزنند تا آنچه از زينت هايشان پنهان مي دارند [ به وسيله نامحرمان ] شناخته شود . و [ شما ] اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگرديد تا رستگار شويد.
در شأن نزول اين آيه مي خوانيم : جواني در بين راه ، زني را ديد و به او چشم دوخت و دنبال او راه افتاد. طوري غرق نگاه بود كه صورتش به ديوار برخورد كرد و مجروح شد، نزد پيامبر (ص ) آمد و ماجراي خود را نقل كرد. اين آيه نازل شد.
رواياتي درباره ي نگاه :.
حضرت علي (ع) فرمود: ((لكم اوّل نظره الي المرئه فلا تتّبعوها بنظره اخري واحذروا الفتنه)) نگاه اوّل مانعي ندارد ولي ادامه ي نگاه اشكال دارد، زيرا سبب فتنه مي شود.
در حديثي مي خوانيم : تمام چشم ها در قيامت گريان است مگر سه چشم : چشمي كه از ترس خدا بگريد و چشمي كه از گناه بسته شود و چشمي كه در راه خدا بيدار بماند.
در ((صحيح بخاري )) مي خوانيم كه پيامبر اكرم (ص ) فرمودند: جلو راه مردم ننشينيد. مردم گفتند: ما ناچاريم از نشستن . فرمود: پس حق ّ آن را ادا كنيد. پرسيدند حق ّ آن چيست
.? فرمود: ((غض ّ البصر و كف ّ الاذي و ردّ السلام والامر بالمعروف و النهي عن المنكر)) ترك چشم چراني و مردم آزاري ، جواب دادن به سلام ديگران ، امر به معروف و نهي از منكر.
حضرت عيسي (ع) فرمود: از نگاه به نامحرم بپرهيزيد كه بذر شهوت را در دل مي نشاند و همين براي دچار شدن انسان به فتنه كافي است .
حضرت علي (ع) فرمود: ((العين رائد القلب )) چشم ، دل را بدنبال خودمي كشد. ((العين مصائد الشيطان )) چشم ، قلاّب شيطان است . و چشم پوشي بهترين راه دوري از شهوات است .
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: ((النظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوه في قلبه )) نگاه بد تيري از تيرهاي مسموم شيطان است كه هر كس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد خداوند به او ايماني مي دهد كه از درون خويش شيريني و مزه ي آن را احساس مي كند.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: هركس چشم خود را از حرام پر كند، در قيامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر اينكه توبه كند.
امام صادق (ع) درباره ي نگاه مجاز به زن نامحرم فرمود: ((الوجه والكفّين والقدمين )) يعني نگاه به صورت و كف دست ها و روي پاها جايز است ، (لكن بدون شهوت ).
پيام هاي آيه:
1- لازمه ي ايمان حفظ نگاه از حرام است . (قل للمؤمنين ... يغضّوا...)
2- جاذبه هاي غريزي را بايد كنترل كرد. (يغضّوا)
3- گناه را از سرچشمه جلوگيري كنيم وتقوا را از چشم شروع كنيم .(من ابصارهم )
4- چشم پاك مقدّمه ي پاكدامني است . (يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم )
5- پوشش ، براي مردان نيز واجب است . (يحفظوا فروجهم )
6- چشم چراني و بي عفّتي مانع رشد معنوي انسان است . (يغضّوا يحفظوا ازكي )
7- چشم چراني ، در محضر خداست . (در محضر خدا معصيت نكنيم ) (يغضّوا... ان ّالّله خبير)
نكته هاي مربوط به آيه 31سوره نور
با اينكه خداوند در قرآن به عدد ركعت هاي نماز و طواف اشاره نكرده و بيان مقدار و نصاب زكات و بسياري از مسائل ديگر را به عهده ي پيامبر اكرم (ص ) گزارده ، ولي در مسائل خانوادگي و تربيتي و مفاسد اخلاقي به ريزترين مسائل پرداخته است .
خداوند در اين آيه بيست وپنج مرتبه با آوردن ضمير مونث به زنان توجّه كرده است .
امام صادق (ع) فرمود: مراد از آيه ي ((يغضضن من ابصارهن ّ و يحفظوا فروجهن ّ)) آن است كه حتّي زنان به عورت زنان نگاه نكنند و عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.
كلمه ي اربه به معناي حاجت و نياز است . مراد از ‹اولي الاربه›خدمتگزاران و ملازماني هستند كه تمايل به همسر ندارند.
پيامبر (ص ) در تفسير جمله ي ((الاّ لبعولتهن ّ)) فرمود: خداوند آن دسته از زنان را كه صورت و موي خود را براي شوهر آرايش نكنند ويا تقاضاي شوهر را نپذيرند، لعنت كرده است .
توبه ، گاهي پشيماني از يك گناه فردي و گاهي براي تغيير دادن يك فرهنگ فاسد عمومي است ، كه آيه ظاهرا درباره ي نوع دوّم است . زيرا در جاهليّت گردن وسينه ي زنان باز بود.
حفظ حجاب و ترك جلوه گري ثمرات بسياري دارد كه برخي از آنها عبارت است از:.
آرامش روحي ، استحكام پيوند خانواده ، حفظ نسل ، جلوگيري از سوء قصد و تجاوز، پيشگيري از امراض مقاربتي و رواني ، پائين آمدن آمار طلاق ، خودكشي ، فرزندان نامشروع و سقط جنين ، از بين رفتن رقابت هاي منفي ، حفظ شخصيّت و انسانيّت زن ، و نجات او از چشم ها و دلهاي هوسبازي كه امروز دنياي غرب و شرق را در لجن فرو برده است .
((خمر)) جمع ((خمار)) يعني روسري و ((جيوب )) جمع ((جيب )) به معناي گردن وسينه است .
پيام هاي آيه31سوره نور
1- در لزوم عفّت و پاكدامني و ترك نگاه حرام بين زن و مرد، فرقي نيست . (يغضّوا يغضضن يحفظوا يحفظن )
2- جلوه گري زنان ، در جامعه ممنوع است . (ولا يبدين زينتهن ّ)
3- ظاهر بودن قسمت هايي از بدن كه به طور طبيعي پيداست ، (صورت ، دست يا پا) مانعي ندارد. (الاّ ما ظهر منها)
4- در ميان انواع پوشش ها، نام مقنعه و روسري بزرگ آمده و اين دليل بر اهميّت حجاب است . (خمرهن ّ)
5- در قانون گزاري بايد به ضرورت ها، واقعيّت ها و نيازها توجّه شود. (اگر پوشاندن آن قسمت از بدن كه خود به خود آشكار است ، واجب مي شد، زندگي براي عموم زنان مشكل بود) (الاّ ما ظهر منها)
6- اسلام به نيازهاي فطري و غريزي بشر پاسخ مثبت مي دهد. (الاّ لبعولتهن ّ)
7- از بردگان و غلامان و افراد ملازمي كه نيازي به همسر ندارند، ستر و پوشاندن واجب نيست . (او ما ملكت ايمانهن ّ او التّابعين غير اولي الاربه)
8- هرگونه راه رفتني كه سبب آشكار شدن زيورهاي مخفي زن شود ممنوع است . (ولا يضربن بارجلهن ّ)
9- زن ، حق ّ مالكيّت دارد. (ملكت ايمانهن ّ)
10- زن ، زينت خود را تنها به زنان مسلمان مي تواند نشان دهد و نزد زنان كفّار بايد خود را بپوشاند. (نسائهن ّ) يعني زنان خودي و مسلمان نه بيگانه .
11- پوشش زن با تمايلات جنسي مردان نامحرم كاملا ارتباط دارد، براي (غير اولي الاربه) كه ميلي به همسر ندارد پوشش لازم نيست .
12- حجاب وپوشش ، واجب است ، (وليضربن بخمرهن ّ) وهركاري كه زينت زن را آشكار كند يا ديگران را از آن آگاه كند ممنوع است . (ليعلم مايخفين من زينتهن ّ)
13- مقدار واجب براي پوشش سر و صورت ، انداختن روسري و مقنعه اي است كه گردن و سينه را بپوشاند. (خمرهن ّ علي جيوبهن ّ)
14- با حفظ حجاب ، حضور زن در جامعه مانعي ندارد. (ولا يبدين زينتهن ّ) همان گونه كه شركت زن در نماز جماعت بلامانع است . (و اركعي مع الرّاكعين )
15- همه مردم نسبت به مسأله نگاه و حجاب مسئولند و براي نگاه هاي حرام خود بايد توبه كنند. (توبوا الي اللّه جميعا ايّها المؤمنون )
16- مقتضاي ايمان ، توبه به درگاه خداوند است . (توبوا الي اللّه جميعا ايّها المؤمنون )
17- توبه ، هم واجب است و هم كليد رستگاري است . (توبوا... تفلحون )
18- راه رستگاري ، بازگشت از مسيرهاي انحرافي به راه خداست . (توبوا الي اللّه ... تفلحون )
در آيات ديگر اين سوره مي فرمايد: وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[3] ودر سوره بعدي مي فرمايد : وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [4]
[مردان و زنان ] بى همسرتان و غلامان و كنيزان شايسته خود را همسر دهيد ; اگر تهيدست اند ، خدا آنان را از فضل خود بى نياز مي كند ; و خدا بسيار عطا كننده و داناست . و كسانى كه [ وسيله ] ازدواجى نمي يابند بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد . و كسانى از بردگانتان كه درخواست نوشتن قرارداد [ براى فعاليت اقتصادى و پرداخت مبلغى به مالك خود براى آزاد شدن ] دارند ، اگر در آنان [ براى عقد اين قرارداد ] شايستگى سراغ داريد با آنان قرارداد ببنديد ، و چيزى از مال خدا را كه به شما عطا كرده است به آنان بدهيد ، و كنيزان خود را كه مي خواهند پاكدامن باشند ، براى به دست آوردن متاع ناچيز و زودگذر زندگى دنيا به زنا وادار مكنيد ، و هر كه آنان را وادار [ به زنا ] كند ، به يقين خدا پس از مي بور شدنشان [ نسبت به آنان ] بسيار آمرزنده و مهربان است.
نكات تفسيري آيه 32
:((ايامي )) جمع ((ايم ))، يعني كسي كه همسر ندارد، خواه مرد باشد يا زن ، باكره باشد يا بيوه .
بهترين واسطه گري ها، شفاعت و واسطه گري در امر ازدواج است . چنانكه در روايت آمده است : كسي كه ديگري را داماد يا عروس كند، در سايه ي عرش خداست .
پدر و مادري كه با داشتن امكانات ، فرزندشان را همسر نمي دهند، اگر فرزند مرتكب گناه شود، والدين در گناه او شريك هستند.
درباره ي ازدواج ، روايات بسياري آمده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم :.
امام صادق (ع) فرمود: توسعه ي زندگي ، در سايه ي ازدواج است .
كسي كه از ترس فقر ازدواج نكند، به خداوند سوءظن برده است .
دوركعت نماز كسي كه همسر دارد، بهتراز هفتاد ركعت نماز كسي است كه همسر ندارد.
پيام آيه 32
1- جامعه ي اسلامي ، مسئول ازدواج افراد بي همسر است . (و انكحوا)
2- ازدواج در اسلام ، امري مقدّس و مورد تأكيد است . (و انكحوا)
3- لازم نيست خواستگاري ، از طرف خاصّي باشد، هر يك از طرفين ازدواج مي توانند پيشقدم شوند. (و انكحوا)
4- تنها سفارش به ترك نگاه حرام ، كافي نيست ، مسأله ي ازدواج را بايد حل كنيم . (يغضّوا، يغضضن ، انكحوا)
5- زنان بيوه را همسر دهيد. (((ايامي ))، شامل آنان نيز مي شود.)
6- داشتن صلاحيّت ، شرط طرفين عقد است . (والصّالحين ) (يعني بايد صلاحيّت اداره زندگي مشترك را داشته باشند.)
7- اقدام جامعه براي عروس و داماد كردن افراد صالح ، تشويقي است كه جوانان لاابالي و هرزه نيز خود را در مدار صالحان قرار دهند. (والصّالحين ...) (بنا بر اين كه مراد از صلاحيّت ، صلاحيّت اخلاقي و مكتبي باشد.)
8- در تأمين نيازهاي جنسي ، فرقي ميان انسان ها نيست . (زن ، مرد، غلام و كنيز) (منكم ، عبادكم ، امائكم )
9- فقر، نبايد مانع اقدام در امر ازدواج شود. (ان يكونوا فقراء...)
10- در صورت فقر، به ازدواج اقدام كنيد و بر خدا توكّل نماييد. (يغنهم اللّه )
11- فقر، براي عروس و داماد عيب نيست . (ان يكونوا فقراء ...)
12- خداوند، تأمين زندگي عروس و داماد را وعده داده است و ازدواج ، وسيله ي وسعت و بركت زندگي است . (يغنهم اللّه )
13- تحقّقق وعده هاي الهي از سرچشمه ي فضل بي پايان اوست . (فضله واسع )
14- رشد و توسعه اي كه خداوند نصيب بندگانش مي فرمايد، بر اساس علم و حكمت اوست . (واسع عليم )
نكات تفسيري آيه 33
ابتدا بايد به توانمندان و مسئولان سفارش اقدام كرد، سپس به غير متأهّلين سفارش عفت و پاكدامني . (آيه ((وانكحوا)) قبل از آيه ((وليستعفف )) آمده است ).
علي (ع) فرمود: در جاهليّت مردم كنيزان را براي كسب درآمد به فحشا وادار مي كردند.
اگر مسلمانان در جنگ پيروز شدند و اسير گرفتند، در مورد رفتار با اسرا يكي از اين چند راه را مي توانيم پيش بگيريم :.
الف : همه ي اسيران را يكجا آزاد كنيم ، كه در اين صورت ، دوباره جنگ شروع مي شود.
ب : همه را بكشيم ، كه اين ، نشانه ي سنگدلي مسلمانان خواهد بود.
ج : اسرا را در منطقه اي گرد آوريم و از بيت المال مسلمين ، مخارج آنان را تأمين كنيم . (در اين طرح ، بايد بي گناهان هزينه ي مجرمان را بپردازند).
د: آنها را ميان مسلمانان تقسيم كنيم تا سيره ي اسلام و مسلمين را مشاهده كنند و به تدريج تحت تأثير قرار گيرند و مسلمان شوند، سپس از راه هاي مختلف ، آنها را آزاد كنيم ، كه اين طرح ، بهترين است ، و طرح اسلام نيز همين است .
بگذريم كه نظام جنگ در آن زمان اين بود كه اسير جنگي را به عنوان برده مورد استفاده قرار مي دادند و اسلام نيز مقابله به مثل مي كرد، همان گونه كه امروز در دنيا اسيران را در اردوگاه ها قرار مي دهند كه ما نيز بايد قوانين بين المللي جنگ را تا آنجا كه منافاتي با مذهب ما نداشته باشد بپذيريم .
پيام آيه 33
1- دسترسي نداشتن به همسر، مجوّز گناه نيست ، صبر و عفّت لازم است . (وليستعفف )
2- هر كجا احساس خطر بيشتر شد، سفارش مخصوص لازم است . (وليستعف ف الّذين لايجدون نكاحا) (چون افراد غير متأهل بيشتر از ديگران در معرض فحشا و منكر هستند، خداوند در فرمان به عفّت ، آنان را مخاطب قرار داده است )
3- اگر عفّت و تقوا داشته باشيم ، خداوند ما را بي نياز مي كند. (وليستعفف ... يغنيهم اللّه ) (جوانان بخاطر امكانات ازدواج ، به سراغ تهيّه ي مال از راه حرام نروند و عفّت و تقواي مالي از خود نشان دهند)
4- در حفظ عفّت و پاكدامني عمومي ، هم جوانان خود را حفظ كنند، (و ليستعفف )، هم حكومت قيام كند (وانكحوا الايامي )، و هم ثروتمندان جامعه به پاخيزند. (و آتوهم من مال اللّه )
5- در هر قراردادي حتّي با زيردستان خود، سند كتبي داشته باشيد. (مما ملكت ايمانكم فكاتبوهم )
6- آسان گرفتن ازدواج بردگان از طريق قرارداد بازخريد بايد همراه با علم به مصلحت باشد. (فكاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا)
7- اسلام براي آزادي بردگان ، طرح هاي مختلفي دارد. يكي از آنها قرارداد بازخريد است . (فكاتبوهم )
8- دارايي و اموال را از خود ندانيد بلكه از خداست كه چند روزي امانت به شما داده است . (مال اللّه )
9- ثروتمندان در قبال ازدواج جوانان ، مسئوليّت بيشتري دارند. (و آتوهم من مال اللّه الّذي آتاكم )
10- اوليا به بردگاني كه توان پرداخت بهاي بازخريد خود را ندارند كمك كنند. (و آتوهم من مال اللّه) حضرت علي (ع) فرمودند: يك چهارم قيمت قرارداد را رها كنند. وامام صادق (ع) فرمودند: چيزي از بهاي قرارداد را كم كنند.
11- بردگان در بستن قرارداد، هم سنگ مالكان خود هستند. (((فكاتبوهم )) در موردي است كه هر دو طرف برابر هم باشند)
12- از مال الهي (بودجه ي زكات ) هم براي آزادي بردگان و هم براي ازدواج جوانان هزينه كنيد. (و آتوهم من مال اللّه )
13- بكارگيري زيردستان در مسير حرام و واداشتن كنيزان عفيف بر فحشا، ممنوع است . (و لا تكرهوا فتياتكم علي البغاء)
14- دنياطلبي ، سرچشمه ي گناهان است . (لا تكرهوا ... عرض الحيوه الدّنيا)
15- ثروت اندوزي از راه هاي نامشروع جايز نيست . (لتبتغوا عرض الحيوه الدّنيا)
16- دنيا زودگذر است . (عرض الحيوه الدّنيا) (كلمه ((عرض )) به معناي عارضي و زودگذر است )
17- ارزشها نبايد فداي رفاه و مال و ماديّات شود. (لاتكرهوا... لتبتغوا)
18- شخصيّت كنيزان مانند دختران آزاد است . (((لاتكرهوا فتياتكم )) و نفرمود: ((لاتكرهوا امائكم )))
19- اسلام حامي كنيزان است . (لاتكرهوا...)
20- پاكدامني و عفت براي زن بهترين ارزش است . (ان أردن تحصّنا)
21- سرچشمه بخشي از گناهان ، بزرگترها هستند. (لاتكرهوا... أردن تحصّنا)
22- افراد مجبور شده به گناه ، مورد عفو قرار مي گيرند. (فان ّالّله من بعد اكراههن ّ غفور رحيم )
خداوند در سوره ديگري خطاب به پيامبر (ص) آمده است :" يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [5]
اى پيامبر ! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو : چادرهايشان را بر خود فرو پوشند [ تا بدن و آرايش و زيورهايشان در برابر ديد نامحرمان قرار نگيرد . ] اين [ پوشش ] به اينكه [ به عفت و پاكدامنى ] شناخته شوند نزديك تر است ، و در نتيجه [ از سوى اهل فسق و فجور ] مورد آزار قرار نخواهند گرفت ; و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است"
نكته:
«جلابيب» جمع «جِلباب»، به معناى مقنعهاى است كه سر و گردن را بپوشاند، و يا پارچه بلندى كه تمام بدن و سر و گردن را مىپوشاند.
در آيات گذشته سخن از اذيّت و آزار مؤمنان به دست منافقان بود. اين آيه مىفرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونهاى خود را بپوشانند كه زمينهاى براى بىحرمتى آنان فراهم نشود.
بر اساس اين آيه، نوعى روسرى مورد استفادهى زنان آن زمان بوده، لكن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمىكردهاند. لذا سفارش اين آيه، نزديك كردن جِلباب به خود است، نه اصل جلباب كه امرى مرسوم بوده است.
اين آيه كه فرمان حجاب مىدهد، با تهديد مطرح نشده بلكه فلسفهى حجاب را چنين تبين مىكند: زنان و دختران، اگر بخواهند از متلكها، تهمتها، تهاجمها و تهديدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند بايد خود را بپوشانند.
آفات بىحجابى
1- رونق گرفتن چشم چرانى و هوسبازى.
2- توسعهى فساد و فحشا.
3- سوء قصد و تجاوز به عنف.
4- باردارىهاى نامشروع و سقط جنين.
5 - پيدايش امراض روانى و مقاربتى.
6- خودكشى و فرار از خانه در اثر آبروريزى.
7- بى مهرى مردان چشم چران نسبت به همسران خود.
8 - بالا رفتن آمار طلاق و تضعيف روابط خانوادگى.
9- رقابت در تجمّلات.
10- ايجاد دلهره براى خانوادههاى پاكدامن.
پيام آيه 59 احزاب:
1- در امر به معروف، اوّل از خودىها شروع كنيم سپس ديگران. «قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
2- در احكام الهى، تفاوتى ميان همسران و دختران پيامبر با ديگر زنان نيست. «لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
3- پوشيدن لباسى كه معرّف شخصيّت زن براى تأمين عفّت و آبرو باشد، لازم است. «يعرفن فلا يؤذين»
4- بهانه به دست بيماردلان و مزاحمان عفّت عمومى ندهيد. (در آيات قبل هشدار به اذيّت كنندگان بود، در اين آيه تكليف اذيّت شوندگان را مطرح مىكند.) «يعرفن فلا يؤذين»
5 - رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومى مانعى ندارد. «يعرفن فلا يؤذين»
6- در امر به معروف و نهى از منكر، دليل امر و نهى خود را بيان كنيد. «فلا يُؤذين»
7- نوع لباس مردم در جامعه، مىتواند معرّف شخصيّت، مكتب و هدف آنها باشد. «يعرفن فلا يؤذين»
8 - سرچشمهى بسيارى از مزاحمتهاى هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست. «يعرفن فلا يُؤذين»
9- زنان با حجاب بايد با حضور خود در صحنه، جوّ عمومىِ عفاف و پاكدامنى را حفظ كنند و فرصت مانور را از هوسبازان بگيرند. «يعرفن فلا يؤذين»
10- بد حجابىهاى گذشته قابل عفو است. «غفوراً رحيماً»
11- مغفرت خداوند همراه با رحمت اوست. «كان اللّه غفوراً رحيماً»
در آيه ديگر سوره احزاب مي فرمايد: "وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُوْلَى وَأَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَءَاتِيْنَ الزَكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[6] «و در خانههاى خود قرار گيريد و همچون دوران جاهليّتِ نخستين، با خودآرايى ظاهر نشويد (و زينتهاى خود را آشكار نكنيد)، و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد، و از خدا و رسولش اطاعت كنيد؛ همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى (گناه) را از شما اهل بيت (پيامبر) د ور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»
نكات تفسيري آيه 33 احزاب:
«قَرْنَ» از «وقار» يا «قرار» است، و نتيجهى هر دو معنا يكى است. يعنى براى خودنمايى از خانههاى خود خارج نشويد.
«تبّرج» از «بُرج» به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمانهاى ديگر جلوهى خاصّى دارد.
جاهليّتِ اُولى نشان دهندهى ظهور جاهليّت اُخرى است كه ما امروز شاهد آنيم. در حديث نيز آمده است: «ستكون الجاهليّة الاخرى» به زودى جاهليّت ديگرى فرا مىرسد.
اگر در جاهليّت آن روز دختر را زنده به گور مىكردند، امروز با سقط جنين، هم دختر را نابود مىكنند، هم پسر را.
اگر در جاهليّت آن روز قتل و آدم كشى وجود داشت، امروز در جنگهاى بزرگ و جهانى كشتارهاى ميليونى انجام مىگيرد.
جاهليّت آن روز مدرسه نبود و جنايت انجام مىگرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه، مهمترين حقوق انسانها پايمال مىشود.
در جاهليّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّىترين كشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است.
مطالبى درباره آيهى تطهير
«اِنَّما يُريدُ اللّهُ ليُذهِبَ عنكْم الرِّجْسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطهِّرَكُمْ تَطهيراً» * كلمهى «اِنّما» نشانهى اين است كه آيه شريفه درباره يك موهبت استثنايى در مورد اهلبيتعليهم السلام سخن مىگويد.
* مراد از «يُريد»، ارادهى تكوينى است، زيرا ارادهى تشريعى خداوند، پاكى همهى مردم است نه تنها اهل بيت پيامبر اكرمعليهم السلام.
* مراد از «رجس» هر گونه ناپاكى ظاهرى و باطنى است.
* مراد از «اهل البيت» همهى خاندان پيامبر نيست، بلكه برخى افراد آن است كه نام آنان در روايات شيعه و سنّى آمده است. اين گروه عبارتند از: علىّ و فاطمه و حسن و حسينعليهم السلام.
سؤال: دليل اين انحصار چيست؟ و چرا اين بخش از آيه دربارهى زنان پيامبر يا تمام خاندان آن حضرت نيست؟
پاسخ: 1- رواياتى از خود همسران پيامبر حتّى از عايشه و امّ سلمه نقل شده كه آنان از رسولخدا صلى الله عليه وآله پرسيدند: آيا ما هم جزء اهل بيت هستيم؟ پيامبر فرمود: خير.
2- در روايات متعدّدى مىخوانيم: پيامبر عبايى بر سر اين پنج نفر كشيد (كه يكى از آنان خود حضرت بود) و فرمود: اينها اهل بيت من هستند و اجازهى ورود ديگران را نداد.
3- پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله براى اين كه اختصاص اهل بيت را به پنج نفر ثابت كند، مدّت شش ماه (و به گفتهى بعضى روايات هشت يا نه ماه) به هنگام نماز صبح از كنار خانهى فاطمه عليها السلام مىگذشت و مىفرمود: «الصّلوة يا اهل البيت انّما يريد اللّه ليذه ب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»
در كتاب احقاق الحق بيش از هفتاد حديث از منابع معروف اهل سنّت درباره اختصاص آيه شريفه به پنج نفر ذكر شده و در كتاب شواهد التنزيل كه از كتب معروف اهل سنّت است بيش از يكصد و سى روايت در همين زمينه آمده است. به هر حال اين آيه شامل زنان پيامبر نمىشود زيرا:
آنها گاهى مرتكب گناه مىشدند. در سورهى تحريم مىخوانيم: پيامبر رازى را به بعضى از همسرانش فرمودند و او امانت دارى نكرد و به ديگرى گفت. قرآن اين عمل را گناه ناميده، فرمود: «ان تتوبا اِلى اللّه فقد صغت قلوبكما» عايشه كه همسر پيامبر بود، جنگ جمل را عليه حضرت علىعليه السلام به راه انداخت و سپس پشيمان شد، با آنكه در اين جنگ عدّه بسيارى از مسلمانان كشته شدند؟
چند سؤال
1- آيا «يطهّركم» به معناى آن نيست كه اهل بيت عليهم السلام آلودگى داشتهاند و خداوند آنان را تطهير كرده است؟
پاسخ: شرط تطهير آلودگى نيست، زيرا قرآن دربارهى حوريان بهشتى كلمه «مطهّرة» را به كار برده در حالى كه هيچ گونه آلودگى ندارند. به عبارت ديگر «يطهّركم» به معناى پاك نگهداشتن است نه پاك كردن از آلودگى قبلى.
2- اگر اهلبيت تنها پنج نفرند، چرا اين آيه در ميان جملاتى قرار گرفته كه مربوط به زنان پيامبر است؟
پاسخ: الف: جملهى «انّما يريد اللّه ...» به صورت جداگانه نازل شده ولى هنگام جمع آورى قرآن در اين جا قرار گرفته است.
ب: به گفتهى تفسير مجمع البيان، رسم فصيحان و شاعران و اديبان عرب اين بوده كه در لابلاى مطالب معمولى حرف جديد و مهمّى مطرح مىكنند تا تأثيرش بيشتر باشد. چنانكه در ميان اخبار صدا و سيما، اگر گوينده يك مرتبه بگويد: به خبرى كه هم اكنون به دستم رسيد توجّه فر ماييد، اين گونه سخن گفتن يك شوك روانى و تبليغاتى ايجاد مىكند. نظير اين آيه را در آيهى سوّم سورهى مائده خوانديم كه مطلب مربوط به ولايت و امامت و كمال دين و تمام نعمت و يأس كفّار و رضاى الهى، در كنار احكام مربوط به گوشت خوك و خون، نازل شده و اين گونه جا سازىها رمز حفظ قرآن از دستبرد نااهلان است. درست همان گونه كه گاهى زنان هنگام خروج از خانه زيور آلات خود را در لابلاى پنبههاى متّكا قرار مىدهند. با اين كه طلا و پنبه رابطهاى ندارند ولى براى محفوظ ماندن از دستبرد نااهلان اين كار انجام مىگيرد.
ج: در ميان سفارش هايى كه به زنان پيامبر مىكند، يك مرتبه مىفرمايد: خدا ارادهى مخصوص بر عصمت اهل بيت دارد، يعنى اى زنان پيامبر! شما در خانهاى هستيد كه معصومينعليهم السلام هستند و حتماً بايد تقوا را بيشتر مراعات كنيد.
د: در مورد اهلبيت ضمير جمع مذكر به كار رفته كه نشان غالب بودن مردان است، به خلاف جملات مربوط به زنان پيامبر كه در آنها از ضمير جمع مؤنث استفاده شده است. «بيوتكنّ، اقمن - عنكم، يطهّركم»
گرچه اين آيه خطاب به زنان پيامبر است ولى قطعاً مراد همهى زنان مسلمان هستند كه بايد به اين دستورات عمل كنند.
پيام آيه 33 احزاب
1- جايگاه زن يا خانه است يا بيرون خانه بدون خود نمايى. «قرن - لا تبرّجن»
2- ارتجاع و عقب گرد به دوران جاهلى ممنوع است. «لا تبرّجن تبرّج الجاهليّته الاولى»
3- خودنمايى نشانهى تمّدن نيست، نشانهى جاهليّت است. «تبرّج الجاهليّته الاولى»
4- نماز و زكات دو عنصر ناگسستنى و متلازم يكديگرند. «الصلوة و... الزكوة»
5 - اطاعت از رسول در كنار اطاعت از خدا واجب است. «اَطِعن اللّه »
6- گناه، پليدى روح است و خاندان نبوّت بايد از اين پليدى دور باشند. «ليذهب عنكم الرجس اهل البيت»
با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.آنجا كه مي فرمايد:
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[7]«و بر زنان وانشسته اي كه اميدي به ازدواج ندارند، باكي نيست كه پوشش خود را زمين گذارند، به شرطي كه زينت خود را آشكار نكنند. و عفت ورزيدن براي آنان بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است ». از آيات قرآن استفاده مي شود كه در مسأله ي حجاب ، ملاك اين است كه پوشش بانوان تحريك كننده و شهوت انگيز نباشد، زيرا تنها موارد زير را استثنا نموده است :
* كسي كه شهوتي ندارد. (غير اولي الاربه)
* بچّه اي كه از مسائل شهوت ، چيزي نمي داند. (او الطفل الّذين لم يظهروا علي عورات النساء)
* هنگامي كه لباستان را كنار مي گذاريد وبا همسر خود هستيد. (حين تضعون ثيابكم )
* زنان از كار افتاده اي كه اميد ازدواج ندارند. (لا يرجون نكاحا)
بنابراين ، مسأله روي تحريك احساسات جنسي و گناه دور مي زند و اگر حدّاقل ّ حجاب اسلامي ، براي جلوگيري از گناه كافي نبود، لازم است بانوان چادر و حجاب برتر داشته باشند، تا ديگران مرتكب گناه نشوند.
مراد از جمله (يضعن ثيابهن ّ) اين نيست كه زنان سالخورده مجازند عريان شوند، زيرا در آيه قبل نيز مراد از (تضعون ثيابكم ) در آوردن لباس هاي بيرون بود، نه تمام لباسها، به علاوه امام صادق (ع) درباره اين آيه فرمودند: مراد كنار گذاشتن روسري و روپوش است نه برهنگي .
اصل مسأله حجاب از احكام ثابت و ضروري اسلام است ، ولي مسائل مربوط به كيفيّت پوشش ، بر اين اساس تنظيم مي شود كه تمايلات جنسي را تحريك نكند و عامل حفظ عفّت و پاكدامني باشد. (لا يرجون نكاحا فليس عليهن ...).
پيام هايي كه از آيه شريفه حاصل مي شود:
1 - قوانين اسلام مطابق با واقعيّت ها و ضرورت ها و نيازها و توانايي هاي اجتماعي است . (بايد براي پيرزني كه ميل به همسر ندارد و آرايش نمي كند، مسئله را آسان گرفت ) (و القواعد من النساءالّلتي لا يرجون نكاحا... ان يضعن ثيابهن )
2- براي زنان پير وجوان ، آرايش ونشان دادن زينت ممنوع است . (غير متبرّجات )
3- سالخوردگي به تنهايي كافي نيست ، بلكه بايد بي ميلي به ازدواج نيز باشد تا اجازه برداشتن روسري را داشته باشند. (القواعد... لايرجون )
4- حجاب ، مايه حفظ عفّت است . (يضعن ثيابهن ... و أن يستعففن خير لهن )
5- حجاب ، به نفع زنان است . (خير لهن )
6- دوخت لباس و نوع و رنگ آن ، هر چه به عفت نزديك تر باشد، بهتر است . (و ان يستعففن خير لهن )
7- در كنار آزادي ، هشدار لازم است . (اگر از آسان بودن و راحتي احكام الهي ، سوء استفاده شود و براي اهداف شيطاني ، عمل شود، خدا شنوا و آگاه است و به حساب متخلفان مي رسد). (واللّه سميع عليم ) حجاب از احكام ثابت و ضروري اسلام است ، ولي مسائل مربوط به كيفيّت پوشش ، بر اين اساس تنظيم مي شود كه تمايلات جنسي را تحريك نكند و عامل حفظ عفّت و پاكدامني باشد. (لا يرجون نكاحا فليس عليهن ...).
خلاصه ونتيجه سخن:
رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر این که موجب عمل به دستورات الهی می شود، شخصیت فردی اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاکدامن، سیر صعودی پیدا کرده و نردبان تعالی و تکامل را یکی پس از دیگری طی مي كند و از سوی دیگر در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و صفا، نورانیت و امنیت در جامعه نقش به سزایی ایفا می کند.
بنابر اين:
*مسئولان ذيربط حكومت اسلامي وديني كه سه وظیفه مهم (1- تصحیح دین شناسی مردم 2- تحکیم دین باوری مردم3- تسهیل دینداری مردم) را به عهده دارد در جهت تحكيم،ترويج وتوسعه اين تكليف قراني گام هاي اساسي وجدي بردارند.
*باالهام از فرمايش استاد شهيد مطهري، مردم آنگونه زندگي مي كنند كه مي انديشند بنابراين براي ايجاد تغيير روي رفتار ومنش كسي بايستي برروي افكار وانديشه اوكاركرد وتاثير گذاشت، تاثير روي انديشه زماني موثر، مفيد وسازنده است كه ارزش هاي الهي راباورپذيرنمود ودرراستاي تحقق آن از همه توان وامكانات( رسانه ملي،مطبوعات،دانشمندان و...) استفاده كردوبه موضوع مخاطب شناسي، متودولوژي تبليغ،قالب هاي تاثير گذارو...بهره جست وبرقلوب مردم(مخاطب ) وارد شد. * تمامي وزارتخانه ها وسازمان ها بابرگزاري نشست هاي پربارورسيدن به يك همگرايي نظري وعملي واتخاذ تصميمات صحيح بر اساس شرع وقانون درقالب بخشنامه روشن وبا ضمانت اجرايي مستحكم وتعريف شده يك اقدام جدي، هماهنگ وهمگاني بعمل آورند
* فعاليتهاي ارشادي غني وپ محتوي بطرق ممكن (درقالب نشست هاي پرسش وپاسخ،تدوين كتب ، ماهنامه با تيراژ هاي فراوان وباتكيه برنياز هاي روزجامعه وبا قيمت كم) افزون گردد.
* در صورت صلاحديد مسئولان ذيربط از مقطع راهنمايي در قالب چندين درس دركتاب بينش اسلامي بصورت ساده وروان ودر مقاطع دانشگاهي بصورت واحد درسي مشترك گنجانده شود.
* فعاليتهاي تبليغي ، تشويقي وفرهنگي گسترده بطرق گوناگون ومستمر ((از جمله برگزاري مسابقات حفظ وتفسير آيات حجاب وعفاف، راه اندازي تشكل هاي مبلغان حجاب وعفاف ، برگزاري نشتت هاي پرسش وپاسخ در سطح كشوربا حضور نمايندگان استانها وبا طرح سوالات به هنگام وروز حجاب وعفاف( منطبق با نياز جامعه)- افتتاح حسابهاي بانكي براي بانوان محجبه در سطح مدارس وادارات ، فراهم نمودن امكانات وتسهيلات براي افراد محجبه ودر اولويت قرار دادن آنان در ارائه خدمات و...)) انجام گيرد.
* وزارت آموزش وپرورش كه نقش بسيار مهم وحساسي را درتربيت وتعليم كودكان، نوجوانان وجوانان دارد درقالب يك طرح سازماندهي وبرنامه ريزي شده بيش از پيش به مساله حجاب وعفاف اهميت وارزش دهد ودانش آموزان محجبه ومعفوف درمدارس بصورت استاني وكشوري بطرق ممكن ومختلف مورد تشويق وترغيب قرارگيرند.
* چادرسياه يا مدلي كه براي حجاب مشخص ومعين مي گردد بطور آسان وباقيمت كم در دسترس قرار گيرد؛ از واردات اينهمه لباس هاي زنانه و مردانه غير اسلامي كه تمامي بازارها مملو از آن است بطرق ممكن جلوگيري گردد؛ نهادهاي ذيربط واردات نوع ومدل لباس ها را مشخص واعلام نمايد واز واردات لباس هاي مبتذل به هرطريق جلوگيري شود.
* در تمامي سازمانها، نهادها ، كارخانجات و... زنان محجبه وعفيف مورد تشويق قرار گيرند.
* محل تحصيل ،كار وفعاليت زنان ومردان تا حد مقدور وممكن تفكيك شده واز هم جدا باشند.و محل كار خانم ها در بازار، كارخانه ها وساير بخش هاي خصوصي مورد توجه قرار گيرد...
به اميد روزي كه تمام شعار ها درهمه سطوح به عمل تبديل گردد.
*********************************************************************************
منابع ومآخذ مورد استفاده:
1 : قران مجيد
2 : قرائتي، محسن، تفسير نور ج
3 : مطهري، مرتضي- مسئله حجاب