عفاف وحجاب

عفاف وحجاب

شیر زنان بسیجی در عرصه دفاع مقدس

پرستوی مهاجر بود به نیت علم‌آموزی از بهبهان آمده بود، رفته بود دانشگاه جندی‌شاپور تا بیاموزد روان انسان‌ها چگونه به تعالی می‌رسد؟

دست زمانه او را به اهواز کشانده بود. با صدای جنگ نترسید، ماند، جنگید، تا پایان جنگ ماند. همان‌جا ازدواج کرد، بچه‌دار شد و بچه‌هایش را بزرگ کرد. همه جای اهواز را می‌شناسد. بارها از خانة مردم! بالا رفته تا چراغ روشن آنها را خاموش کند تا ره‌گشای آتش دشمن نباشد.

بارها در خیابان‌های آن قدم زده بود تا بدانند شهر هنوز زنده است. با طرح‌هایش با برنامه‌هایش با همکاری داعی‌پور و برمک و شهابی و آل ناصر و ... هم قدم شده بود برای پیروزی در جنگ.

شاید اسلحه بر دوش نگرفت برای رزم مستقیم اما همکاری‌هایش، پشتیبانی‌هایش و ... تیری بود بر دل دشمن.

پروین شریعتی بازنشسته شده است از سپاه؛ گرچه هنوز فعال است و پرتحرک از آن روزها می‌گوید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 13:5  توسط تسنیم  | 

پويايي نقش حجاب در جامعه اسلامي

حجاب می­تواند به زن این امکان را بدهد که به عنوان یک انسان فعّال با سایر نظام­های اجتماعی همچون فرهنگ, سیاست, اقتصاد و ... رابطه­ای حسنه برقرار کند, زیرا حجاب تمامی خصوصیات یک نظام فرهنگی را دارا بوده و فرد را برای ارتباط این نظام با نظام­های دیگر آماده می­سازد. حجاب بر بعد معنوی انسان تکیه دارد و سعی می­کند او را به عنوان موجودی فرهنگی که از مهم­ترین خصوصیاتش برقراری ارتباط منطقی با دیگران است, مطرح سازد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:59  توسط تسنیم  | 

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

حجاب و عفاف و تعريف آن
    حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشري و بويژه جوامع اسلامي مطرح است. همواره اين دو واژه در کنار هم به کار برده مي شوند و در نگاه اول به نظر مي آيد هر دو به يک معنا باشند اما با جستجو در متون ديني و فرهنگنامه ها به نکته قابل توجهي مي رسيم و آن تفاوت اين دو واژه است. در برخي کتب لغت حجاب را اين گونه تعريف کرده اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب يعني آنچه مانع رسيدن مي شود.(1) برخي گفته اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آيه شريفه «و من بيننا و بينک حجاب» (فصلت، آيه 5) را ذکر کرده اند. در ديگر کتاب هاي لغت حجاب را به معناي پرده آورده و نوشته اند: امراه محجوبه؛ زني که پوشانيده است خود را به پوشاندني.(2) با توجه به معاني ذکر شده در مي يابيم حجاب امري ظاهري و در ارتباط با جسم است، اگرچه اين پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهاي دروني افراد است ولي ظهور در نشئه مادي و طبيعي دارد يعني پوشش ظاهري افراد و بويژه زنان را حجاب مي گويند که مانع از نگاه نامحرم به آنان مي شود. عفاف نيز داراي معاني گوناگوني است که در مجموع تعريف کاملي را به ما خواهد داد. راغب اصفهاني در مفردات القران مي نويسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتي دروني و نفساني است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگيري مي شود.(3) البته قابل ذکر است که در قرآن کريم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معناي خود نگهداري و پاکدامني است و گاه «عفت» به معناي قناعت آمده و مسائل مالي مورد نظر است.(4) آنچه در اين مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولي است يعني خود نگهداري از شهوت و مسائل جنسي؛ اگرچه مي توان براي هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرري به مفهوم آن نمي خورد. از مجموع معاني ذکر شده براي حجاب و عفاف مي توان نتيجه گرفت که عفاف نوعي حجاب دروني است که انسان را از گناه باز مي دارد. حفظ چشم، گوش، قلب و تمامي اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل اين عفت و حجاب دروني، پوشش ظاهري است؛ به تعبيري لطيف تر حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. اين گروه از حجاب، تنها پوسته اي و ظاهري بي معنا دارند و از سوي ديگر کساني هستند که ادعاي عفاف کرده و با تعابيري همچون؛ من قلب پاکي دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم بايد چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق «ليفجر امامه» (بلکه انسان مي خواهد آزاد باشد و گناه کند- قيامت آيه 5) مي شوند. انسان هايي چنين بايد در قاموس انديشه خود نکته اي اساسي را بنگارند و آن اين است که درون پاک، بيروني پاک مي پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن ميوه ناپاکي به نام بي حجابي و بدحجابي نخواهد شد. امام خميني(ره) پيام آور ارزشهاي الهي درباره حجاب و عفاف مي فرمايد: «توجه داشته باشيد حجابي که اسلام قرار داده است براي حفظ ارزش هاي شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براي مرد و چه براي زن- براي اين است که آن ارزش هاي واقعي که اينها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه هاي شيطاني يا دست هاي فاسد استعمار پايمال شوند اين ارزشها زنده بشوند.»(5)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:57  توسط تسنیم  | 

حجاب، هم دافعه، هم جاذبه

تقريباً همه، بر اين نكته تأكيد دارند كه حيا و عفت قدر و قيمت زن را بالا مي برد. تمام مردان اعم از خواستگار، شوهر، محارم و نامحرمان، به زن با حيا، احترام قائلند و زن بي حيا و بي آزرم را حقير مي شمارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:52  توسط تسنیم  | 

حجاب و امنيّت اجتماعي

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر تحقق امنيّت اجتماعي
آثار و فوايد حجاب اسلامي بر گسترش امنيّت اجتماعي، بسيار است كه برخي از آنها عبارتند از:
1. ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه.
2. جلوگيري از تهييج و تحريك جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني.
3. كاهش چشمگير مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي.
4. حفظ و استيفاي نيروي كار در سطح جامعه اسلامي.
5. حضور معنوي گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعي.
6. كاهش تقاضاي مدپرستي بانوان.
7. حفظ ارزش هاي انساني، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.
8. مصونيّت زنان در همه زمانها و مكانها.
9. سلامت و زيبايي موقعيّت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.
10. هدايت، كنترل و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني.
11. مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب.
12. از بين بردن فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار(1).
اكنون به توضيح برخي از فوايد مذكور مي پردازيم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدايي ناپذير و ابزارهاي اوليه و پايه اي جهت برقراري مداوم امنيّت اجتماعي است.
ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه
نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني كه به چيزي رغبت پيدا كند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان كننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور كه يك بانوي تازه مسلمان آمريكايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد(2)».
حفظ و استيفاي نيروي كار
اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط كار مي خواهد كه محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاك شده و راه را جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل كار، بگشايد. در مقابل، بي حجابي و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط كار و كادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي كار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعي آنان مي گردد(3).
مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب
مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده گفت: »مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(4). يكي از جنبه هاي مهم تهاجم فرهنگي غربي ها مبارزه با حجاب و از بين بردن امنيّت اجتماعي بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به اين صورت كه تحت عنوان متحدالشكل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام را نيز ممنوع كردند(5).
آنها همچنين به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلي اين آزادي حقيقي معرفي كردند و امنيّت اجتماعي افراد جامعه را به خطر انداختند.
حفظ حجاب و امنيّت اجتماعي و درك رابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهكارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:
1. باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامي مي گردند.
2. جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به شركت در فعاليت هاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي شوند.
3. حفظ حجاب، نه تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعي فراگير مي شود، بلكه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي، مسؤولان را از واردات كالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي نمايد(6).
آثار سوء بي حجابي و زوال امنيّت اجتماعي
بي حجابي يا حضور تحريك كننده زنان در جامعه، از آثار زيانبار اخلاقي، سياسي، آخرتي و اجتماعي مختلفي برخوردار است كه يكي از مهم ترين آن ها زوال امنيّت اجتماعي است. بي حجابي با اثرات مهلك خود كه در ذيل آمده و شرح داده مي شود، باعث از بين رفتن بنيه اعتقادي و امنيّت اجتماعي بشريّت مي گردد.
1. سقوط شخصيّت
حجاب، قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از هويت او خارج مي سازد و خروج از هويت انساني همان و سقوط از جايگاه بلند ارزشي شخصيتي همان. با افول شخصيّت زن، بي بندوباري در جامعه رايج و نظام خانوادگي مختل مي گردد و در نتيجه امنيّت اجتماعي از افراد جامعه، سلب مي شود(7). سقوط شخصيت زن به دلايل زير باعث اضمحلال امنيّت اجتماعي مي شود:
الف. زن با از دست دادن شخصيت خويش، ارزشهايش منهدم شده و هوسراني را در جامعه رواج مي دهد، در نتيجه سلامت اخلاقي و به دنبال آن امنيت اجتماعي نيز كاهش مي يابد.
ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقي اسلام، مسايل جنسي را به محيط جامعه كشانده و زمينه گسترش گناه و از هم پاشيدگي نظم اجتماع را به وجود مي آورند.
ج. زنان، با بي حجابي به معصيت كبيره خودنمايي گرفتار آمده و بي حيايي را در جامعه ترويج مي دهند، در نتيجه امنيّت اجتماعي، نابسامان گشته، از بين مي رود.
2. تزلزل خانواده ها
يكي از آثار زيانبار بي حجابي بانوان، تزلزل خانواده هاست، زيرا آنان با گسترش و رواج مسايل جنسي از خانواده به جامعه، مرتكب ظلمي فاحش و غيرقابل جبران اجتماعي مي گردند و روابط زناشويي در خانواده ها را متزلزل مي كنند، در نتيجه امنيّت خانوادگي با خطرات جدي از قبيل از هم پاشيدگي بنيان خانواده و عقده مند شدن مردان، روبرو مي شود و اين مشكلات زيانبار به محيط جامعه كشيده شده، امنيّت اجتماعي را در نظام اسلامي با آشفتگي جدي مواجه مي سازد.
از ديگر آثار سوء بي حجابي و تأثير آن در زوال امنيّت اجتماعي مي توان به فقدان تعادل فكري، رواني و اجتماعي افراد جامعه، ايجاد احساس بي مسؤوليتي در نسل جوان جامعه، از بين بردن انگيزه هاي ازدواج مشروع در جوانان و تقويت احساس بي ارزشي و پوچي انسان ها اشاره نمود، كه به دليل گستردگي بحث، از توضيح آنها خودداري مي شود (ر.ك: مسأله حجاب، شهيد مرتضي مطهري، ص 80 - 95. حجاب و جامعه، زهرا حسيني موسوي، ص 9 - 70 و حجاب شناسي، چالش ها و كاوش هاي جديد، حسين مهدي زاده، بخش شبهه هاي وارده در حجاب و پاسخ هاي نغز آن از سوي دانشمندان اسلامي).
نتيجه
از مباحث بيان شده در اين مقاله، به خوبي رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي، آشكار مي گردد و نمايان مي شود كه اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعي، طرفدار حجاب بيشتر و حداكثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. از ديرباز، بعضي از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس هاي بلند، مقنعه و چادر مشكي، ضامن امنيت بوده و داراي اصل و ريشه قرآني مي باشند. از اين مقاله به خوبي اين نكته فهميده مي شود و به دست مي آيد كه مسأله حجاب، يكي از مهم ترين چارچوب هاي احكام الهي جهت تضمين سعادت فردي و اجتماعي بشريّت است و اينكه عده اي با استفاده از شبهات و روش هاي القايي تبليغ منفي، به جاي ارائه دادن طرح مشخص و جالبي براي ترويج الگوهاي مطلوب از حجاب اصيل و برتر، به جنگ روحي و رواني بر عليه زنان متديّن و عفيف جامعه و اضمحلال امنيت اجتماعي اقدام مي نمايند، به سختي در اشتباه و گمراهي آشكارند و بايد بدانند كه از اقدامات نابهنجار خويش سودي جز تخريب شخصيت دروني خود نخواهندبرد.
با توجه به واقعيّتهاي موجود از حجاب در جامعه، بايد تمام ابزارهاي فرهنگ ساز از قبيل كتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوي ارزش هاي اسلامي كه يكي از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعي فراگير است، هدايت شوند و همه افراد را به مهم ترين وجهي رهنمون گردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:50  توسط تسنیم  | 

نگرشي بر حجاب وعفاف از منظر قران

مقدمه:

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده و استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ پوشش است، البته آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد. کالبد«حجاب » به روح «عفاف» نیازمند است و روح عفاف نیز بدون کالبد حجاب ,قابل تصور وبروز واثر آفرینی نیست ,عفاف به عنوان سازنده ی لایه های زیرین حجاب ,یعنی پارسایی ,خویشتن داری وشرم سازنده و از فضايل اخلاقي مورد تأكيد در اسلام  است كه در اصطلاح به نيروي دروني تعديل كننده شهوات و غرايز انسان اطلاق مي‌شود. توجه بسيار آيات و روايات نشان از اهميت بي‌حد و حصر اين مسأله در اسلام دارد حجاب به عنوان لایه های رویین عفاف است که وجه مرئی،ظهور یافته همان پارسایی وخویشتن داری را نشان می دهد و این دو ,توامان به زن فرصت می دهد تا با حیثیت انسانی خود در جامعه ظاهر شود وبا آن تعامل پیدا کند ,حجاب عالی ترین حجت زن مسلمان, برای فراموش نشدن از صحنه های اجتماعی است و یکی از مترقی ترین , رشد آورترین , قوانین اسلام درباره زنان است, که باید در درجه نخست بدیده«حق» به آن نگریست و با چنگ و دندان , این حق اضافه شده از طرف حضرت حق را هم خود حفظ کرد و هم حفظ و توسعه آن را از جامعه واز حاکمان و بویژه از حکومت دینی خواست .از این روی اساسی ترین حرکت در زمینه ی این مهم ،حرکت روشنگری – تبیین – و باور پذیر نمودن جامعه نسبت آن است.

حجاب وعفاف در قران

 قرآن كريم كه به عنوان يكى از مهمترين سندهاى زنده الهي، در ميان مردم به امانت گذاشته شده است، مسأله حجاب و حفظ  زنان ودختران از ديد نامحرمان را مورد تأكيد قرار داده و مي‌فرمايد:

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ[1] وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [2]

به مردان مؤمن بگو : چشمان خود را [ از آنچه حرام است مانند ديدن زنان نامحرم و عورت ديگران ] فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، اين براى آنان پاكيزه تر است ، قطعاً خدا به كارهايى كه انجام مي  دهند ، آگاه است و به زنان باايمان بگو : چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، و زينت خود را [ مانند لباس هاى زيبا ، گوشواره و گردن بند ] مگر مقدارى كه [ طبيعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه ، بر دست و صورت ] پيداست [ در برابر كسى ] آشكار نكنند ، و [ براى پوشاندن گردن و سينه ] مقنعه هاى خود را به روى گريبان هايشان بيندازند ، و زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهرانشان ، يا پدرانشان ، يا پدران شوهرانشان ، يا پسرانشان ، يا پسران شوهرانشان ، يا برادرانشان ، يا پسران برادرانشان ، يا پسران خواهرانشان ، يا زنان [ هم كيش خود ] شان ، يا بردگان زر خريدشان ، يا خدمتكارانشان از مردانى كه ساده لوح و كم عقل اند و نياز شهوانى حس نمي  كنند ، يا كودكانى كه [ به سنّ تميز دادن خوب و بد نسبت به اميال جنسى ] نرسيده اند . و زنان نبايد پاهايشان را [ هنگام راه رفتن آن گونه ] به زمين بزنند تا آنچه از زينت هايشان پنهان مي  دارند [ به وسيله نامحرمان ] شناخته شود . و [ شما ] اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگرديد تا رستگار شويد.

در شأن نزول اين آيه مي خوانيم : جواني در بين راه ، زني را ديد و به او چشم دوخت و دنبال او راه افتاد. طوري غرق نگاه بود كه صورتش به ديوار برخورد كرد و مجروح شد، نزد پيامبر (ص ) آمد و ماجراي خود را نقل كرد. اين آيه نازل شد.

 رواياتي درباره ي نگاه :.
حضرت علي (ع) فرمود: ((لكم اوّل نظره الي المرئه فلا تتّبعوها بنظره اخري واحذروا الفتنه)) نگاه اوّل مانعي ندارد ولي ادامه ي نگاه اشكال دارد، زيرا سبب فتنه مي شود.
 در حديثي مي خوانيم : تمام چشم ها در قيامت گريان است مگر سه چشم : چشمي كه از ترس خدا بگريد و چشمي كه از گناه بسته شود و چشمي كه در راه خدا بيدار بماند.
 در ((صحيح بخاري )) مي خوانيم كه پيامبر اكرم (ص ) فرمودند: جلو راه مردم ننشينيد. مردم گفتند: ما ناچاريم از نشستن . فرمود: پس حق ّ آن را ادا كنيد. پرسيدند حق ّ آن چيست
.? فرمود: ((غض ّ البصر و كف ّ الاذي و ردّ السلام والامر بالمعروف و النهي عن المنكر)) ترك
چشم چراني و مردم آزاري ، جواب دادن به سلام ديگران ، امر به معروف و نهي از منكر.
حضرت عيسي (ع) فرمود: از نگاه به نامحرم بپرهيزيد كه بذر شهوت را در دل مي نشاند و همين براي دچار شدن انسان به فتنه كافي است .

 حضرت علي (ع) فرمود: ((العين رائد القلب )) چشم ، دل را بدنبال خودمي كشد. ((العين مصائد الشيطان )) چشم ، قلاّب شيطان است . و چشم پوشي بهترين راه دوري از شهوات است .
 پيامبر اكرم (ص ) فرمود: ((النظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوه في قلبه )) نگاه بد تيري از تيرهاي مسموم شيطان است كه هر كس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد خداوند به او ايماني مي دهد كه از درون خويش شيريني و مزه ي آن را احساس مي كند.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: هركس چشم خود را از حرام پر كند، در قيامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر اينكه توبه كند.
 امام صادق (ع) درباره ي نگاه مجاز به زن نامحرم فرمود: ((الوجه والكفّين والقدمين )) يعني نگاه به صورت و كف دست ها و روي پاها جايز است ، (لكن بدون شهوت ).

 

پيام هاي آيه:

1- لازمه ي ايمان حفظ نگاه از حرام است . (قل للمؤمنين ... يغضّوا...)
2- جاذبه هاي غريزي را بايد كنترل كرد. (يغضّوا)
3- گناه را از سرچشمه جلوگيري كنيم وتقوا را از چشم شروع كنيم .(من ابصارهم )
4- چشم پاك مقدّمه ي پاكدامني است . (يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم )
5- پوشش ، براي مردان نيز واجب است . (يحفظوا فروجهم )
6- چشم چراني و بي عفّتي مانع رشد معنوي انسان است . (يغضّوا يحفظوا ازكي )
7- چشم چراني ، در محضر خداست . (در محضر خدا معصيت نكنيم ) (يغضّوا... ان ّالّله خبير)

نكته هاي مربوط به آيه 31سوره نور


با اينكه خداوند در قرآن به عدد ركعت هاي نماز و طواف اشاره نكرده و بيان مقدار و نصاب زكات و بسياري از مسائل ديگر را به عهده ي پيامبر اكرم (ص ) گزارده ، ولي در مسائل خانوادگي و تربيتي و مفاسد اخلاقي به ريزترين مسائل پرداخته است .
خداوند در اين آيه بيست وپنج مرتبه با آوردن ضمير مونث به زنان توجّه كرده است .
 امام صادق (ع) فرمود: مراد از آيه ي ((يغضضن من ابصارهن ّ و يحفظوا فروجهن ّ)) آن است كه حتّي زنان به عورت زنان نگاه نكنند و عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.
كلمه ي اربه به معناي حاجت و نياز است . مراد از ‹اولي الاربه›خدمتگزاران و ملازماني هستند كه تمايل به همسر ندارند.
 پيامبر (ص ) در تفسير جمله ي ((الاّ لبعولتهن ّ)) فرمود: خداوند آن دسته از زنان را كه صورت و موي خود را براي شوهر آرايش نكنند ويا تقاضاي شوهر را نپذيرند، لعنت كرده است .
توبه ، گاهي پشيماني از يك گناه فردي و گاهي براي تغيير دادن يك فرهنگ فاسد عمومي است ، كه آيه ظاهرا درباره ي نوع دوّم است . زيرا در جاهليّت گردن وسينه ي زنان باز بود.
حفظ حجاب و ترك جلوه گري ثمرات بسياري دارد كه برخي از آنها عبارت است از:.
آرامش روحي ، استحكام پيوند خانواده ، حفظ نسل ، جلوگيري از سوء قصد و تجاوز، پيشگيري از امراض مقاربتي و رواني ، پائين آمدن آمار طلاق ، خودكشي ، فرزندان نامشروع و سقط جنين ، از بين رفتن رقابت هاي منفي ، حفظ شخصيّت و انسانيّت زن ، و نجات او از چشم ها و دلهاي هوسبازي كه امروز دنياي غرب و شرق را در لجن فرو برده است .
((خمر)) جمع ((خمار)) يعني روسري و ((جيوب )) جمع ((جيب )) به معناي گردن وسينه است .

پيام هاي آيه31سوره نور

 

1- در لزوم عفّت و پاكدامني و ترك نگاه حرام بين زن و مرد، فرقي نيست . (يغضّوا يغضضن يحفظوا يحفظن )
2- جلوه گري زنان ، در جامعه ممنوع است . (ولا يبدين زينتهن ّ)
3- ظاهر بودن قسمت هايي از بدن كه به طور طبيعي پيداست ، (صورت ، دست يا پا) مانعي ندارد. (الاّ ما ظهر منها)
4- در ميان انواع پوشش ها، نام مقنعه و روسري بزرگ آمده و اين دليل بر اهميّت حجاب است . (خمرهن ّ)
5- در قانون گزاري بايد به ضرورت ها، واقعيّت ها و نيازها توجّه شود. (اگر پوشاندن آن قسمت از بدن كه خود به خود آشكار است ، واجب مي شد، زندگي براي عموم زنان مشكل بود) (الاّ ما ظهر منها)
6- اسلام به نيازهاي فطري و غريزي بشر پاسخ مثبت مي دهد. (الاّ لبعولتهن ّ)
7- از بردگان و غلامان و افراد ملازمي كه نيازي به همسر ندارند، ستر و پوشاندن واجب نيست . (او ما ملكت ايمانهن ّ او التّابعين غير اولي الاربه)
8- هرگونه راه رفتني كه سبب آشكار شدن زيورهاي مخفي زن شود ممنوع است . (ولا يضربن بارجلهن ّ)
9- زن ، حق ّ مالكيّت دارد. (ملكت ايمانهن ّ)
10- زن ، زينت خود را تنها به زنان مسلمان مي تواند نشان دهد و نزد زنان كفّار بايد خود را بپوشاند. (نسائهن ّ) يعني زنان خودي و مسلمان نه بيگانه .
11- پوشش زن با تمايلات جنسي مردان نامحرم كاملا ارتباط دارد، براي (غير اولي الاربه) كه ميلي به همسر ندارد پوشش لازم نيست .
12- حجاب وپوشش ، واجب است ، (وليضربن بخمرهن ّ) وهركاري كه زينت زن را آشكار كند يا ديگران را از آن آگاه كند ممنوع است . (ليعلم مايخفين من زينتهن ّ)
13- مقدار واجب براي پوشش سر و صورت ، انداختن روسري و مقنعه اي است كه گردن و سينه را بپوشاند. (خمرهن ّ علي جيوبهن ّ)
14- با حفظ حجاب ، حضور زن در جامعه مانعي ندارد. (ولا يبدين زينتهن ّ) همان گونه كه شركت زن در نماز جماعت بلامانع است . (و اركعي مع الرّاكعين )
15- همه مردم نسبت به مسأله نگاه و حجاب مسئولند و براي نگاه هاي حرام خود بايد توبه كنند. (توبوا الي اللّه جميعا ايّها المؤمنون )
16- مقتضاي ايمان ، توبه به درگاه خداوند است . (توبوا الي اللّه جميعا ايّها المؤمنون )
17- توبه ، هم واجب است و هم كليد رستگاري است . (توبوا... تفلحون )
18- راه رستگاري ، بازگشت از مسيرهاي انحرافي به راه خداست . (توبوا الي اللّه ... تفلحون )

 

در آيات ديگر اين سوره مي فرمايد: وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[3] ودر سوره بعدي مي فرمايد : وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [4]

[مردان و زنان ] بى همسرتان و غلامان و كنيزان شايسته خود را همسر دهيد ; اگر تهيدست اند ، خدا آنان را از فضل خود بى نياز مي  كند ; و خدا بسيار عطا كننده و داناست . و كسانى كه [ وسيله ] ازدواجى نمي  يابند بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد . و كسانى از بردگانتان كه درخواست نوشتن قرارداد [ براى فعاليت اقتصادى و پرداخت مبلغى به مالك خود براى آزاد شدن ] دارند ، اگر در آنان [ براى عقد اين قرارداد ] شايستگى سراغ داريد با آنان قرارداد ببنديد ، و چيزى از مال خدا را كه به شما عطا كرده است به آنان بدهيد ، و كنيزان خود را كه مي  خواهند پاكدامن باشند ، براى به دست آوردن متاع ناچيز و زودگذر زندگى دنيا به زنا وادار مكنيد ، و هر كه آنان را وادار [ به زنا ] كند ، به يقين خدا پس از مي بور شدنشان [ نسبت به آنان ] بسيار آمرزنده و مهربان است. 

 

نكات تفسيري آيه 32

 :((ايامي )) جمع ((ايم ))، يعني كسي كه همسر ندارد، خواه مرد باشد يا زن ، باكره باشد يا بيوه .
بهترين واسطه گري ها، شفاعت و واسطه گري در امر ازدواج است . چنانكه در روايت آمده است : كسي كه ديگري را داماد يا عروس كند، در سايه ي عرش خداست .
 پدر و مادري كه با داشتن امكانات ، فرزندشان را همسر نمي دهند، اگر فرزند مرتكب گناه شود، والدين در گناه او شريك هستند.
درباره ي ازدواج ، روايات بسياري آمده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم :.
امام صادق (ع) فرمود: توسعه ي زندگي ، در سايه ي ازدواج است .
كسي كه از ترس فقر ازدواج نكند، به خداوند سوءظن برده است .
دوركعت نماز كسي كه همسر دارد، بهتراز هفتاد ركعت نماز كسي است كه همسر ندارد.

پيام آيه 32

1-             جامعه ي اسلامي ، مسئول ازدواج افراد بي همسر است . (و انكحوا)
2- ازدواج در اسلام ، امري مقدّس و مورد تأكيد است . (و انكحوا)
3- لازم نيست خواستگاري ، از طرف خاصّي باشد، هر يك از طرفين ازدواج مي توانند پيشقدم شوند. (و انكحوا)
4- تنها سفارش به ترك نگاه حرام ، كافي نيست ، مسأله ي ازدواج را بايد حل كنيم . (يغضّوا، يغضضن ، انكحوا)
5- زنان بيوه را همسر دهيد. (((ايامي ))، شامل آنان نيز مي شود.)
6- داشتن صلاحيّت ، شرط طرفين عقد است . (والصّالحين ) (يعني بايد صلاحيّت اداره زندگي مشترك را داشته باشند.)
7- اقدام جامعه براي عروس و داماد كردن افراد صالح ، تشويقي است كه جوانان لاابالي و هرزه نيز خود را در مدار صالحان قرار دهند. (والصّالحين ...) (بنا بر اين كه مراد از صلاحيّت ، صلاحيّت اخلاقي و مكتبي باشد.)
8- در تأمين نيازهاي جنسي ، فرقي ميان انسان ها نيست . (زن ، مرد، غلام و كنيز) (منكم ، عبادكم ، امائكم )
9- فقر، نبايد مانع اقدام در امر ازدواج شود. (ان يكونوا فقراء...)
10- در صورت فقر، به ازدواج اقدام كنيد و بر خدا توكّل نماييد. (يغنهم اللّه )
11- فقر، براي عروس و داماد عيب نيست . (ان يكونوا فقراء ...)
12- خداوند، تأمين زندگي عروس و داماد را وعده داده است و ازدواج ، وسيله ي وسعت و بركت زندگي است . (يغنهم اللّه )
13- تحقّقق وعده هاي الهي از سرچشمه ي فضل بي پايان اوست . (فضله واسع )
14- رشد و توسعه اي كه خداوند نصيب بندگانش مي فرمايد، بر اساس علم و حكمت اوست . (واسع عليم )

نكات تفسيري آيه 33

 ابتدا بايد به توانمندان و مسئولان سفارش اقدام كرد، سپس به غير متأهّلين سفارش عفت و پاكدامني . (آيه ((وانكحوا)) قبل از آيه ((وليستعفف )) آمده است ).
علي (ع) فرمود: در جاهليّت مردم كنيزان را براي كسب درآمد به فحشا وادار مي كردند.
 اگر مسلمانان در جنگ پيروز شدند و اسير گرفتند، در مورد رفتار با اسرا يكي از اين چند راه را مي توانيم پيش بگيريم :.
الف : همه ي اسيران را يكجا آزاد كنيم ، كه در اين صورت ، دوباره جنگ شروع مي شود.
ب : همه را بكشيم ، كه اين ، نشانه ي سنگدلي مسلمانان خواهد بود.
ج : اسرا را در منطقه اي گرد آوريم و از بيت المال مسلمين ، مخارج آنان را تأمين كنيم . (در اين طرح ، بايد بي گناهان هزينه ي مجرمان را بپردازند).
د: آنها را ميان مسلمانان تقسيم كنيم تا سيره ي اسلام و مسلمين را مشاهده كنند و به تدريج تحت تأثير قرار گيرند و مسلمان شوند، سپس از راه هاي مختلف ، آنها را آزاد كنيم ، كه اين طرح ، بهترين است ، و طرح اسلام نيز همين است .
بگذريم كه نظام جنگ در آن زمان اين بود كه اسير جنگي را به عنوان برده مورد استفاده قرار مي دادند و اسلام نيز مقابله به مثل مي كرد، همان گونه كه امروز در دنيا اسيران را در اردوگاه ها قرار مي دهند كه ما نيز بايد قوانين بين المللي جنگ را تا آنجا كه منافاتي با مذهب ما نداشته باشد بپذيريم .

پيام آيه 33

1- دسترسي نداشتن به همسر، مجوّز گناه نيست ، صبر و عفّت لازم است . (وليستعفف )
2- هر كجا احساس خطر بيشتر شد، سفارش مخصوص لازم است . (وليستعف ف الّذين لايجدون نكاحا) (چون افراد غير متأهل بيشتر از ديگران در معرض فحشا و منكر هستند، خداوند در فرمان به عفّت ، آنان را مخاطب قرار داده است )
3- اگر عفّت و تقوا داشته باشيم ، خداوند ما را بي نياز مي كند. (وليستعفف ... يغنيهم اللّه ) (جوانان بخاطر امكانات ازدواج ، به سراغ تهيّه ي مال از راه حرام نروند و عفّت و تقواي مالي از خود نشان دهند)
4- در حفظ عفّت و پاكدامني عمومي ، هم جوانان خود را حفظ كنند، (و ليستعفف )، هم حكومت قيام كند (وانكحوا الايامي )، و هم ثروتمندان جامعه به پاخيزند. (و آتوهم من مال اللّه )
5- در هر قراردادي حتّي با زيردستان خود، سند كتبي داشته باشيد. (مما ملكت ايمانكم فكاتبوهم )
6- آسان گرفتن ازدواج بردگان از طريق قرارداد بازخريد بايد همراه با علم به مصلحت باشد. (فكاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا)
7- اسلام براي آزادي بردگان ، طرح هاي مختلفي دارد. يكي از آنها قرارداد بازخريد است . (فكاتبوهم )
8- دارايي و اموال را از خود ندانيد بلكه از خداست كه چند روزي امانت به شما داده است . (مال اللّه )
9- ثروتمندان در قبال ازدواج جوانان ، مسئوليّت بيشتري دارند. (و آتوهم من مال اللّه الّذي آتاكم )
10- اوليا به بردگاني كه توان پرداخت بهاي بازخريد خود را ندارند كمك كنند. (و آتوهم من مال اللّه) حضرت علي (ع) فرمودند: يك چهارم قيمت قرارداد را رها كنند. وامام صادق (ع) فرمودند: چيزي از بهاي قرارداد را كم كنند.

11- بردگان در بستن قرارداد، هم سنگ مالكان خود هستند. (((فكاتبوهم )) در موردي است كه هر دو طرف برابر هم باشند)
12- از مال الهي (بودجه ي زكات ) هم براي آزادي بردگان و هم براي ازدواج جوانان هزينه كنيد. (و آتوهم من مال اللّه )
13- بكارگيري زيردستان در مسير حرام و واداشتن كنيزان عفيف بر فحشا، ممنوع است . (و لا تكرهوا فتياتكم علي البغاء)
14- دنياطلبي ، سرچشمه ي گناهان است . (لا تكرهوا ... عرض الحيوه الدّنيا)
15- ثروت اندوزي از راه هاي نامشروع جايز نيست . (لتبتغوا عرض الحيوه الدّنيا)
16- دنيا زودگذر است . (عرض الحيوه الدّنيا) (كلمه ((عرض )) به معناي عارضي و زودگذر است )
17- ارزشها نبايد فداي رفاه و مال و ماديّات شود. (لاتكرهوا... لتبتغوا)
18- شخصيّت كنيزان مانند دختران آزاد است . (((لاتكرهوا فتياتكم )) و نفرمود: ((لاتكرهوا امائكم )))
19- اسلام حامي كنيزان است . (لاتكرهوا...)
20- پاكدامني و عفت براي زن بهترين ارزش است . (ان أردن تحصّنا)
21- سرچشمه بخشي از گناهان ، بزرگترها هستند. (لاتكرهوا... أردن تحصّنا)
22- افراد مجبور شده به گناه ، مورد عفو قرار مي گيرند. (فان ّالّله من بعد اكراههن ّ غفور رحيم )

خداوند در سوره ديگري خطاب به پيامبر (ص) آمده است :" يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [5]

اى پيامبر ! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو : چادرهايشان را بر خود فرو پوشند [ تا بدن و آرايش و زيورهايشان در برابر ديد نامحرمان قرار نگيرد . ] اين [ پوشش ] به اينكه [ به عفت و پاكدامنى ] شناخته شوند نزديك تر است ، و در نتيجه [ از سوى اهل فسق و فجور ] مورد آزار قرار نخواهند گرفت ; و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است"

نكته:

«جلابيب» جمع «جِلباب»، به معناى مقنعه‏اى است كه سر و گردن را بپوشاند،  و يا پارچه بلندى كه تمام بدن و سر و گردن را مى‏پوشاند.
در آيات گذشته سخن از اذيّت و آزار مؤمنان به دست منافقان بود. اين آيه مى‏فرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه‏اى خود را بپوشانند كه زمينه‏اى براى بى‏حرمتى آنان فراهم نشود.
بر اساس اين آيه، نوعى روسرى مورد استفاده‏ى زنان آن زمان بوده، لكن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمى‏كرده‏اند. لذا سفارش اين آيه، نزديك كردن جِلباب به خود است، نه اصل جلباب كه امرى مرسوم بوده است.
اين آيه كه فرمان حجاب مى‏دهد، با تهديد مطرح نشده بلكه فلسفه‏ى حجاب را چنين تبين مى‏كند: زنان و دختران، اگر بخواهند از متلك‏ها، تهمت‏ها، تهاجم‏ها و تهديدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند بايد خود را بپوشانند.
آفات بى‏حجابى
1- رونق گرفتن چشم چرانى و هوسبازى.
2- توسعه‏ى فساد و فحشا.
3- سوء قصد و تجاوز به عنف.
4- باردارى‏هاى نامشروع و سقط جنين.
5 - پيدايش امراض روانى و مقاربتى.
6- خودكشى و فرار از خانه در اثر آبروريزى.
7- بى مهرى مردان چشم چران نسبت به همسران خود.
8 - بالا رفتن آمار طلاق و تضعيف روابط خانوادگى.
9- رقابت در تجمّلات.
10- ايجاد دلهره براى خانواده‏هاى پاكدامن.  

 

پيام آيه 59 احزاب:

 

1- در امر به معروف، اوّل از خودى‏ها شروع كنيم سپس ديگران. «قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
2- در احكام الهى، تفاوتى ميان همسران و دختران پيامبر با ديگر زنان نيست. «لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين»
3- پوشيدن لباسى كه معرّف شخصيّت زن براى تأمين عفّت و آبرو باشد، لازم است. «يعرفن فلا يؤذين»
4- بهانه به دست بيماردلان و مزاحمان عفّت عمومى ندهيد. (در آيات قبل هشدار به اذيّت كنندگان بود، در اين آيه تكليف اذيّت شوندگان را مطرح مى‏كند.) «يعرفن فلا يؤذين»
5 - رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومى مانعى ندارد. «يعرفن فلا يؤذين»
6- در امر به معروف و نهى از منكر، دليل امر و نهى خود را بيان كنيد. «فلا يُؤذين»
7- نوع لباس مردم در جامعه، مى‏تواند معرّف شخصيّت، مكتب و هدف آنها باشد. «يعرفن فلا يؤذين»
8 - سرچشمه‏ى بسيارى از مزاحمت‏هاى هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست. «يعرفن فلا يُؤذين»
9- زنان با حجاب بايد با حضور خود در صحنه، جوّ عمومىِ عفاف و پاكدامنى را حفظ كنند و فرصت مانور را از هوسبازان بگيرند. «يعرفن فلا يؤذين»
10- بد حجابى‏هاى گذشته قابل عفو است. «غفوراً رحيماً»
11- مغفرت خداوند همراه با رحمت اوست. «كان اللّه غفوراً رحيماً»

در آيه ديگر سوره احزاب مي فرمايد: "وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُوْلَى‏ وَأَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَءَاتِيْنَ الزَكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[6] «و در خانه‏هاى خود قرار گيريد و همچون دوران جاهليّتِ نخستين، با خودآرايى ظاهر نشويد (و زينت‏هاى خود را آشكار نكنيد)، و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد، و از خدا و رسولش اطاعت كنيد؛ همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى (گناه) را از شما اهل بيت (پيامبر) د ور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»

 

نكات تفسيري آيه 33  احزاب:

«قَرْنَ» از «وقار» يا «قرار» است، و نتيجه‏ى هر دو معنا يكى است. يعنى براى خودنمايى از خانه‏هاى خود خارج نشويد.
«تبّرج» از «بُرج» به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمان‏هاى ديگر جلوه‏ى خاصّى دارد.
جاهليّتِ اُولى نشان دهنده‏ى ظهور جاهليّت اُخرى‏ است كه ما امروز شاهد آنيم. در حديث نيز آمده است: «ستكون الجاهليّة الاخرى» به زودى جاهليّت ديگرى فرا مى‏رسد.
اگر در جاهليّت آن روز دختر را زنده به گور مى‏كردند، امروز با سقط جنين، هم دختر را نابود مى‏كنند، هم پسر را.
اگر در جاهليّت آن روز قتل و آدم كشى وجود داشت، امروز در جنگ‏هاى بزرگ و جهانى كشتارهاى ميليونى انجام مى‏گيرد.
جاهليّت آن روز مدرسه نبود و جنايت انجام مى‏گرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه، مهم‏ترين حقوق انسان‏ها پايمال مى‏شود.
در جاهليّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّى‏ترين كشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است.

مطالبى درباره‏ آيه‏ى تطهير
«اِنَّما يُريدُ اللّهُ ليُذهِبَ عنكْم الرِّجْسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطهِّرَكُمْ تَطهيراً» * كلمه‏ى «اِنّما» نشانه‏ى اين است كه آيه‏ شريفه درباره‏ يك موهبت استثنايى در مورد اهل‏بيت‏عليهم السلام سخن مى‏گويد.
* مراد از «يُريد»، اراده‏ى تكوينى است، زيرا اراده‏ى تشريعى خداوند، پاكى همه‏ى مردم است نه تنها اهل بيت پيامبر اكرم‏عليهم السلام.
* مراد از «رجس» هر گونه ناپاكى ظاهرى و باطنى است.
* مراد از «اهل البيت» همه‏ى خاندان پيامبر نيست، بلكه برخى افراد آن است كه نام آنان در روايات شيعه و سنّى آمده است. اين گروه عبارتند از: علىّ و فاطمه و حسن و حسين‏عليهم السلام.
سؤال: دليل اين انحصار چيست؟ و چرا اين بخش از آيه درباره‏ى زنان پيامبر يا تمام خاندان آن حضرت نيست؟
پاسخ: 1- رواياتى از خود همسران پيامبر حتّى از عايشه و امّ سلمه نقل شده كه آنان از رسول‏خدا صلى الله عليه وآله پرسيدند: آيا ما هم جزء اهل بيت هستيم؟ پيامبر فرمود: خير.
2- در روايات متعدّدى مى‏خوانيم: پيامبر عبايى بر سر اين پنج نفر كشيد (كه يكى از آنان خود حضرت بود) و فرمود: اين‏ها اهل بيت من هستند و اجازه‏ى ورود ديگران را نداد.
3- پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله براى اين كه اختصاص اهل بيت را به پنج نفر ثابت كند، مدّت شش ماه (و به گفته‏ى بعضى روايات هشت يا نه ماه) به هنگام نماز صبح از كنار خانه‏ى فاطمه عليها السلام مى‏گذشت و مى‏فرمود: «الصّلوة يا اهل البيت انّما يريد اللّه ليذه ب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»
در كتاب احقاق الحق بيش از هفتاد حديث از منابع معروف اهل سنّت درباره اختصاص آيه شريفه به پنج نفر ذكر شده و در كتاب شواهد التنزيل كه از كتب معروف اهل سنّت است بيش از يكصد و سى روايت در همين زمينه آمده است. به هر حال اين آيه شامل زنان پيامبر نمى‏شود زيرا:
آنها گاهى مرتكب گناه مى‏شدند. در سوره‏ى تحريم مى‏خوانيم: پيامبر رازى را به بعضى از همسرانش فرمودند و او امانت دارى نكرد و به ديگرى گفت. قرآن اين عمل را گناه ناميده، فرمود: «ان تتوبا اِلى اللّه فقد صغت قلوبكما» عايشه كه همسر پيامبر بود، جنگ جمل را عليه حضرت على‏عليه السلام به راه انداخت و سپس پشيمان شد، با آنكه در اين جنگ عدّه بسيارى از مسلمانان كشته شدند؟
چند سؤال
1- آيا «يطهّركم» به معناى آن نيست كه اهل بيت عليهم السلام آلودگى داشته‏اند و خداوند آنان را تطهير كرده است؟
پاسخ: شرط تطهير آلودگى نيست، زيرا قرآن درباره‏ى حوريان بهشتى كلمه «مطهّرة» را به كار برده در حالى كه هيچ گونه آلودگى ندارند. به عبارت ديگر «يطهّركم» به معناى پاك نگه‏داشتن است نه پاك كردن از آلودگى قبلى.
2- اگر اهل‏بيت تنها پنج نفرند، چرا اين آيه در ميان جملاتى قرار گرفته كه مربوط به زنان پيامبر است؟
پاسخ: الف: جمله‏ى «انّما يريد اللّه ...» به صورت جداگانه نازل شده ولى هنگام جمع آورى قرآن در اين جا قرار گرفته است.
ب: به گفته‏ى تفسير مجمع البيان، رسم فصيحان و شاعران و اديبان عرب اين بوده كه در لابلاى مطالب معمولى حرف جديد و مهمّى مطرح مى‏كنند تا تأثيرش بيشتر باشد. چنانكه در ميان اخبار صدا و سيما، اگر گوينده يك مرتبه بگويد: به خبرى كه هم اكنون به دستم رسيد توجّه فر ماييد، اين گونه سخن گفتن يك شوك روانى و تبليغاتى ايجاد مى‏كند. نظير اين آيه را در آيه‏ى سوّم سوره‏ى مائده خوانديم كه مطلب مربوط به ولايت و امامت و كمال دين و تمام نعمت و يأس كفّار و رضاى الهى، در كنار احكام مربوط به گوشت خوك و خون، نازل شده و اين گونه جا سازى‏ها رمز حفظ قرآن از دستبرد نااهلان است. درست همان گونه كه گاهى زنان هنگام خروج از خانه زيور آلات خود را در لابلاى پنبه‏هاى متّكا قرار مى‏دهند. با اين كه طلا و پنبه رابطه‏اى ندارند ولى براى محفوظ ماندن از دستبرد نااهلان اين كار انجام مى‏گيرد.
ج: در ميان سفارش هايى كه به زنان پيامبر مى‏كند، يك مرتبه مى‏فرمايد: خدا اراده‏ى مخصوص بر عصمت اهل بيت دارد، يعنى اى زنان پيامبر! شما در خانه‏اى هستيد كه معصومين‏عليهم السلام هستند و حتماً بايد تقوا را بيشتر مراعات كنيد.
د: در مورد اهل‏بيت ضمير جمع مذكر به كار رفته كه نشان غالب بودن مردان است، به خلاف جملات مربوط به زنان پيامبر كه در آنها از ضمير جمع مؤنث استفاده شده است. «بيوتكنّ، اقمن - عنكم، يطهّركم»
گرچه اين آيه خطاب به زنان پيامبر است ولى قطعاً مراد همه‏ى زنان مسلمان هستند كه بايد به اين دستورات عمل كنند.

پيام آيه 33 احزاب

1-     جايگاه زن يا خانه است يا بيرون خانه بدون خود نمايى. «قرن - لا تبرّجن»
2- ارتجاع و عقب گرد به دوران جاهلى ممنوع است. «لا تبرّجن تبرّج الجاهليّته الاولى»
3- خودنمايى نشانه‏ى تمّدن نيست، نشانه‏ى جاهليّت است. «تبرّج الجاهليّته الاولى»
4- نماز و زكات دو عنصر ناگسستنى و متلازم يكديگرند. «الصلوة و... الزكوة»
5 - اطاعت از رسول در كنار اطاعت از خدا واجب است. «اَطِعن اللّه »
6- گناه، پليدى روح است و خاندان نبوّت بايد از اين پليدى دور باشند. «ليذهب عنكم الرجس اهل البيت»

 با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.آنجا كه مي فرمايد:

وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[7]«و بر زنان وانشسته اي كه اميدي به ازدواج ندارند، باكي نيست كه پوشش خود را زمين گذارند، به شرطي كه زينت خود را آشكار نكنند. و عفت ورزيدن براي آنان بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است ». از آيات قرآن استفاده مي شود كه در مسأله ي حجاب ، ملاك اين است كه پوشش بانوان تحريك كننده و شهوت انگيز نباشد، زيرا تنها موارد زير را استثنا نموده است :
* كسي كه شهوتي ندارد. (غير اولي الاربه)

* بچّه اي كه از مسائل شهوت ، چيزي نمي داند. (او الطفل الّذين لم يظهروا علي عورات النساء)
* هنگامي كه لباستان را كنار مي گذاريد وبا همسر خود هستيد. (حين تضعون ثيابكم )
* زنان از كار افتاده اي كه اميد ازدواج ندارند. (لا يرجون نكاحا)
بنابراين ، مسأله روي تحريك احساسات جنسي و گناه دور مي زند و اگر حدّاقل ّ حجاب اسلامي ، براي جلوگيري از گناه كافي نبود، لازم است بانوان چادر و حجاب برتر داشته باشند، تا ديگران مرتكب گناه نشوند.
مراد از جمله (يضعن ثيابهن ّ) اين نيست كه زنان سالخورده مجازند عريان شوند، زيرا در آيه قبل نيز مراد از (تضعون ثيابكم ) در آوردن لباس هاي بيرون بود، نه تمام لباسها، به علاوه امام صادق (ع) درباره اين آيه فرمودند: مراد كنار گذاشتن روسري و روپوش است نه برهنگي .
 اصل مسأله حجاب از احكام ثابت و ضروري اسلام است ، ولي مسائل مربوط به كيفيّت پوشش ، بر اين اساس تنظيم مي شود كه تمايلات جنسي را تحريك نكند و عامل حفظ عفّت و پاكدامني باشد. (لا يرجون نكاحا فليس عليهن ...).

پيام هايي كه از آيه شريفه حاصل مي شود:

 

1 -  قوانين اسلام مطابق با واقعيّت ها و ضرورت ها و نيازها و توانايي هاي اجتماعي است . (بايد براي پيرزني كه ميل به همسر ندارد و آرايش نمي كند، مسئله را آسان گرفت ) (و القواعد من النساءالّلتي لا يرجون نكاحا... ان يضعن ثيابهن )
2- براي زنان پير وجوان ، آرايش ونشان دادن زينت ممنوع است . (غير متبرّجات )
3- سالخوردگي به تنهايي كافي نيست ، بلكه بايد بي ميلي به ازدواج نيز باشد تا اجازه برداشتن روسري را داشته باشند. (القواعد... لايرجون )
4- حجاب ، مايه حفظ عفّت است . (يضعن ثيابهن ... و أن يستعففن خير لهن )
5- حجاب ، به نفع زنان است . (خير لهن )
6- دوخت لباس و نوع و رنگ آن ، هر چه به عفت نزديك تر باشد، بهتر است . (و ان يستعففن خير لهن )
7- در كنار آزادي ، هشدار لازم است . (اگر از آسان بودن و راحتي احكام الهي ، سوء استفاده شود و براي اهداف شيطاني ، عمل شود، خدا شنوا و آگاه است و به حساب متخلفان مي رسد). (واللّه سميع عليم )  حجاب از احكام ثابت و ضروري اسلام است ، ولي مسائل مربوط به كيفيّت پوشش ، بر اين اساس تنظيم مي شود كه تمايلات جنسي را تحريك نكند و عامل حفظ عفّت و پاكدامني باشد. (لا يرجون نكاحا فليس عليهن ...).

خلاصه ونتيجه سخن:

رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر این که موجب عمل به دستورات الهی می شود، شخصیت فردی اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاکدامن، سیر صعودی پیدا کرده و نردبان تعالی و تکامل را یکی پس از دیگری طی مي كند و از سوی دیگر در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و صفا، نورانیت و امنیت در جامعه نقش به سزایی ایفا می کند.

بنابر اين:

*مسئولان ذيربط حكومت اسلامي وديني كه سه وظیفه مهم (1- تصحیح دین شناسی مردم 2- تحکیم دین باوری مردم3- تسهیل دینداری مردم) را به عهده دارد در جهت تحكيم،ترويج وتوسعه اين تكليف قراني گام هاي اساسي وجدي بردارند.    

*باالهام از فرمايش استاد شهيد مطهري، مردم آنگونه زندگي مي كنند كه مي انديشند بنابراين براي ايجاد تغيير روي رفتار ومنش كسي بايستي برروي افكار وانديشه اوكاركرد وتاثير گذاشت، تاثير روي انديشه زماني موثر، مفيد وسازنده است كه ارزش هاي الهي راباورپذيرنمود ودرراستاي تحقق آن از همه توان وامكانات( رسانه ملي،مطبوعات،دانشمندان و...) استفاده كردوبه موضوع مخاطب شناسي، متودولوژي تبليغ،قالب هاي تاثير گذارو...بهره جست وبرقلوب مردم(مخاطب ) وارد شد. * تمامي وزارتخانه ها وسازمان ها بابرگزاري نشست هاي پربارورسيدن به يك همگرايي نظري وعملي واتخاذ تصميمات صحيح بر اساس شرع وقانون درقالب بخشنامه روشن وبا ضمانت اجرايي مستحكم وتعريف شده يك اقدام جدي، هماهنگ وهمگاني بعمل آورند

* فعاليتهاي ارشادي غني وپ محتوي بطرق ممكن (درقالب نشست هاي پرسش وپاسخ،تدوين كتب ، ماهنامه با تيراژ هاي فراوان وباتكيه برنياز هاي روزجامعه وبا قيمت كم) افزون گردد.

* در صورت صلاحديد مسئولان ذيربط  از مقطع راهنمايي در قالب چندين درس دركتاب بينش اسلامي بصورت ساده وروان ودر مقاطع دانشگاهي  بصورت واحد درسي مشترك گنجانده شود.

 * فعاليتهاي تبليغي ، تشويقي وفرهنگي گسترده بطرق گوناگون ومستمر ((از جمله برگزاري مسابقات حفظ وتفسير آيات حجاب وعفاف، راه اندازي تشكل هاي مبلغان حجاب وعفاف ، برگزاري نشتت هاي پرسش وپاسخ در سطح كشوربا حضور نمايندگان استانها وبا طرح سوالات به هنگام وروز حجاب وعفاف( منطبق با نياز جامعه)- افتتاح حسابهاي بانكي براي بانوان محجبه در سطح مدارس وادارات ، فراهم نمودن امكانات وتسهيلات براي افراد محجبه ودر اولويت قرار دادن آنان در ارائه خدمات و...)) انجام گيرد.

* وزارت آموزش وپرورش كه نقش بسيار مهم وحساسي را درتربيت وتعليم كودكان، نوجوانان وجوانان دارد درقالب يك طرح سازماندهي وبرنامه ريزي شده  بيش از پيش به مساله حجاب وعفاف اهميت وارزش دهد ودانش آموزان محجبه ومعفوف درمدارس بصورت استاني وكشوري بطرق ممكن ومختلف مورد تشويق وترغيب قرارگيرند.

* چادرسياه يا مدلي كه براي حجاب مشخص ومعين مي گردد بطور آسان وباقيمت كم در دسترس قرار گيرد؛ از واردات اينهمه لباس هاي زنانه و مردانه غير اسلامي كه تمامي بازارها مملو از آن است بطرق ممكن جلوگيري گردد؛ نهادهاي ذيربط واردات نوع ومدل لباس ها را مشخص واعلام نمايد واز واردات لباس هاي مبتذل به هرطريق  جلوگيري شود.

* در تمامي سازمانها، نهادها ، كارخانجات و... زنان محجبه وعفيف مورد تشويق قرار گيرند.

* محل تحصيل ،كار وفعاليت زنان ومردان تا حد مقدور وممكن تفكيك شده واز هم جدا باشند.و محل كار خانم ها در بازار، كارخانه ها وساير بخش هاي خصوصي مورد توجه قرار گيرد...

به اميد روزي كه تمام شعار ها درهمه سطوح به عمل تبديل گردد.

*********************************************************************************

منابع ومآخذ مورد استفاده:

1 : قران مجيد

2 : قرائتي، محسن، تفسير نور ج

3 : مطهري، مرتضي- مسئله حجاب

 

 



[1] - سوره نور آيه 30

[2] - همان آيه 31

[3] - همان  آيه 32

[4] - همان آيه 33

[5] - سوره احزاب آيه 59

[6] - احزاب 33

[7] - سوره نور آيه 60

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:48  توسط تسنیم  | 

عفاف و حجاب در كربلا


کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود. حجاب نیز یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌های اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا برای احیای ارزش‌های دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین علیه‌السلام و زینب کبری و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. برای زنان، زینب کبری و خاندان امام حسین علیه‌السلام الگوی حجاب و عفاف است. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.
حسین بن علی علیهماالسلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. (1) اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه‌ها و رفتار آنان بود.
در آخرین لحظات، وقتی آن حضرت صدای گریه بلند دخترانش را شنید برادرش عباس و پسرش علی اکبر را فرستاد که آنان را به صبوری و مراعات آرامش دعوت کنند. (2)
رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهدای کربلا و حضرت زینب، نمونه عملی متانت بانوی اسلام بود. امام سجاد علیه‌السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (3)

به نقل شیخ مفید: پس از کشته شدن امام حسین علیه‌السلام وقتی گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند. (4)
به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه‌السلام در گفت ‌و گو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌داری توصیه کرد. (5) روز عاشورا وقتی زینب کبری، بی‌طاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت این گروه را نسبت به ما دراز مکن. (6)
در حادثه حمله دشمن به خیمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زنی از بنی بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: ای آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت می‌کنند و جامه‌هایشان را می‌برند و شما می‌نگرید؟ (7)
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت: وقتی ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهای شهدا را از میان کجاوه‌های اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم.! (8)
از اعتراض‌های شدید حضرت زینب علیهاالسلام به یزید، این بود که: ای یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته‌ای و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌ای که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می‌کنند؟! (9)
هدف از نقل این نمونه‌ها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین علیه‌السلام، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این که حریم حرمت عترت پیامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشای مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد می‌کردند.
با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز سخنرانی‌های افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی‌ماندند. حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسی برای بانوان در همه دوران‌ها و همه شرایط است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:45  توسط تسنیم  | 

عفاف وحجاب

مقدمه

بنابر گواهی متون تاریخی ، دراكثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است ؛ هرچند درطول تاریخ ،فراز ونشیب های زیادی راطی كرده وگاهی با اعمال سلیقه حاكمان ،تشدید یا تخفیف یافته است ، ولی هیچگاه بطور كامل ازبین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر می شدند ،یاد می كنند.

 

دانشمندان ، تاریخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاریخ وعصر حجر نسبت می دهند ، كتاب « زن درآینه تاریخ » پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب ، می نویسد : باتوجه به علل ذكر شده وبررسی آثارونقوش به دست آمده ،پیدایش حجاب به دوران پیش ازمذاهب مربوط می شود، وبه  این دلایل ، عقیده عده ای كه می گویند « مذهب » موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه دردگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است .1

 

 

1- پوشش زن دریونان وروم باستان:

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته ، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش كه شفاف وبسیار زیبا بود، درجزایر كورس وامرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلای كلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی « بنیلوب » ( همسر پادشاه « عولیس » فرمانروای ایتاك )  نیز با حجاب بوده است  . زنان شهر « ثیب » دارای  حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت كه حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در « اسپارته » دختران تا موقع  ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی كه برجای مانده ، حكایت می كند  كه زنان سررا می پوشانده ، ولی صورت هایشان بازبوده است ، ووقتی به بازارمی رفتند  ، برآنان واجب بوده است كه صورت هایشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساكنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری كه وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. 2

 

یكی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره « الهه عفت » كه یكی ازخدایان یونان باستان است، می گوید :  « آرتمیس » ، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابك وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. 3

 

همچنین درباره مردم یكی ازقبائلی كه نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می كرده اند، آمده است: « بالاتر ازارمیان ودركنار دریای سیاه ، « سكاها» بیابانگردی می كردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سرمی بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند.4

 

این مورخ درجای دیگر می گوید: « زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند كه كاملا درحجاب باشند.5

 

همچنین ازقول یكی ازفلاسفه یونان باستان ، درباره شدت پوشش زن، نقل می كند : نام یك زن پاك دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت. 6      

 

 

2- پوشش زن درایران باستان:

درمورد پوشش زنان ایران باستان ،مطالب زیادی درتاریخ وجود دارد . ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واین كه حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : « زنان طبقات  بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز درتخت روان  روپوش دارازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده  نمی شد كه آشكارا با مردان آمیزش ( اختلاط) كنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند . در نقش هایی كه  درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد. 7

 

ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست می آید كه حجاب دربین مادها وپارس ها وجود داشته است. 8 همچنین درتفسیر اثنی عشری 9 آمده است : « تاریخ نشان می دهد كه حجاب در فرس قدیم وجود داشته است.» دركیش « مازدیسنی » نامه شت مهاباد ،آیه 90 گوید : زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید  و براو منگرید و با او میامیزید.»

 

نصوصی كه بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد  كه زنان دردوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها ( هخامنشیان ) ، اشكانیان و سامانیان دارای حجاب وپوشش بوده اند، كه به چند نمونه آن اشاره می شود :

دوره مادها:

دركتاب « پوشاك باستانی ایرانیان » آمده : « اصلی كه باید درنظر داشت ، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شكل ( باكمی تفاوت ) با پوشاك مردان یكسان است. 10

 

وی درادامه برای توضیح نقوش برجای مانده می نویسد : « مرد وزن به واسطه اختلافی كه میان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تمیز داده می شوند . به نظر می رسد كه زنان پوششی نیز روی سرخود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.» 11

 

دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):

پارسی ها به وسیله كوروش ، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تاسیس كردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است : « ازروی برخی نقوش مانده ازآن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم كه ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افكنده ودرزیر آن ، یك پیراهن بادامن بلند ودرزیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. » 12

 

دوره اشكانیان:

دراین دوره نیز هماهنند گذشته ، حجاب زنان ایرانی كامل بوده است . دراین باره چنین می خوانیم : « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ، گشاد ، پرچین ، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند وقد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی كردند .» 13

 

درجای دیگر آمده است : « چادر زنان اشكانی به رنگ های شاد و ارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر درزیر یك تخته فلزی بیضی منقوش یا دكمه كه به وسیله زنجیری به گردن افكنده شده ، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده كه عمامه ( نوعی كلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است . »14

 

دركتاب «پارتیان» نیزآمده است : « زنان عهد اشكانی قبایی  تا زانو برتن می كردند ، با شنلی كه برافكنده می شد ونیز نقابی داشتند كه معمولا به پس سرمی آویختند.»

 

دوره ساسانیان:

دراین دوره اردشیر پسر ، بابك با استفاده از ضعف اشكانیان ، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده های ویران را بازسازی نمود . زنان دراین دوره كه احكام دینی زرتشتیان دركشور اعمال می شده است ، همچنان دارای حجاب كامل بودند . درمورد پوشاك زنان چنین آمده است : « چادر كه از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است . » 15

 

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت كه « حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان ، تا پشت پاكشیده شده است .» 16

 

برای اثبات توجه زنان دراین دوره به حجاب ، كافی است این نقل تاریخی را ازمنابع اسلامی مرور كنیم : هنگامی كه سه تن از دختران كسری ، پادشاه ساسانی ، را با ثروت فراوانی ازاموال ، برای عمر آوردند ، شاهزادگان ایرانی رادربرابر عمر درحالی كه با پوشش ونقاب ، خود را پوشانده بودند ، ایستاندند، خلیفه دستورداد، با آوازی بلند برآنان فریاد كشند كه : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی ازبرهنه كردن صورت خودداری كردند و مشت برسینه نماینده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خلیفه خشمناك شد و خواست با تازیانه آنان رابیازارد، درحالیكه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا كن ؛ ازپیغمیر خدا صلی الله علیه وآله  شنیدم كه می فرمود : « بزرگ و شریف هرقومی را كه خوار وفقیر شده ، گرامی بدارید » عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه كرد : « با دختران ملوك نباید معامله دختران بازاری ( كنیزان ) كرد . »17

 

 

3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ):

درآئین مقدس حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) مساله پوشش زنان ، حائز اهمیت بوده است . دركتاب تورات چنین می خوانیم : « رفقه »چشمان خود را بلند كرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد ، زیرا ازخادم پرسید : این مرد كیست كه درصحرا به استقبال ما می آید ؟ خادم گفت : آقای من است . پس برقع خود را گرفته ، خود را پوشانید .» 18

 

ازاین بیان روشن می شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام وجود داشته است ؛ زیرا « رفقه » در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود ، ازشتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد .

 

حجاب درآیین یهود:

دراصول اخلاقی « تلمود » كه یكی از كتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است ، آمده : « اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنكه چیزی برسر داشت  به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می كرد یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون درخانه اش تكلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اوراطلاق دهد . » 19

 

حجاب درآیین مسحیت:

در كتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتیان تصریح می كند :

« اما می خواهم شما بدانید كه سرهرمرد ، مسیح است و سرزن ، مرد وسر مسیح ، خدا. هرمردی كه سرپوشیده دعا یا نبوت كند سر خود رارسوا می نماید . اما هرزنی كه سربرهنه دعا كند ، سرخود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است كه تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا كه مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است و نیز مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلكه زن برای مرد . ازاین جهت زن می باید عزتی برسرداشته باشد ، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است كه  زن نا پوشیده نزد خدا دعا كند.» 20 پس در جایی كه برای دعا باید سرزن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.

 

ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو تاوس می گوید : « وهمچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا وپرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلكه چنان كه زنانی را می شاید كه دعوای دینداری می كنند به اعمال صالحه . » 21

 


 پی نوشت  ها :

 

1-     علی اكبر علویقی ، زن در آیینه تاریخ ؛ اگر منظور نویسنده این است كه حجاب یك امر فطری است وبراثر یك رسم اكتسابی به وجود نیامده ، ما هم قبول داریم ، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است ؛ زیرا اولا دوران پیش ازمذاهب ، پیش فرض باطلی است .چون بنا برآموزه های دینی ، اولین انسان خود پیامبر ودارای مذهب بوده است ، ثانیا اگرحجاب را جزئی ازتعلیمات مذهب بدانیم ، به فطری بودن آن نقصی وارد نكرده ایم ، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی كامل دارد، چنانچه  آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.

2-     به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

3-     ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص 520

4-     همان ، ص 336

5-     همان ، ص 340

6-     همان

7-     همان ، ص 434

8-     به نقل ازدایره المعارف  القرن العشرین ، 1923

9-     تفسیر اثنی عشری ، ج 10 ، ص 490

10-   ضیاء پور ، پوشاك باستانی ایرانیان ، ص 51

11-   همان ، ص 54

12-   همان ، ص 56

13-   جلیل ضیاء پور، پوشاك زنان ایرانی ، ص 194

14-   همان ، ص 197

15-   همان ، ص 114

16-   علی سامی ، تمدن ساسانی ، ج 1 ، ص 186

17-   السیره الحلبیه ، ج 2 ، ص 234

18-   سفرپیدایش، باب 24 ،آیه 64 و 65

19-   ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 4 ص 461 .

20-   باب 11 ،آیه 3 تا 14

21-   باب دوم ، آیه 9 تا 11

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 12:44  توسط تسنیم  | 

دعاي فرج

اَللّهُمَّ

كُنْ لِوَلِيِّكَ

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ

 في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً

وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ

 طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها

طَويلا 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 11:27  توسط تسنیم  | 

وخداگفت...

و خدا گفت من همه جا با شما بوده و هستم و خواهم بود . حتی در جهنم نیز شما را تنها نخواهم گذاشت و همراه با من وارد آنجا شده و من هستم که شما را از آنجا عبور می دهم . جایی بس وحشتناک که نه زمان در آن وجود دارد و نه مکانی محسوب می شود. هرچند که شما آنجا را مکان می پندارید. همانگونه که به علت عدم وجود زمان آن را جاویدان نیز می انگارید. تنها چیزی که وجود دارد آتشی است از جنس آگاهی ، که این آتش برای شما تلخ و برای من شیرین است. زیرا به کمک این آتش است که حایل بین من و شما، که همان حجاب ناشی از گناهان شما بوده است سوزانیده شده و پس از آن ما به یکدیگر رسیده و بعد از پیمان نخست ، بار دیگر شما را باز می یابم تا برای آزمایش آخر، این بار همه قدرت خود را در اختیار شما بگذارم.

اینک ما به هم رسیده ایم . چیزی که ظاهرا منتظرش بودید و وصالی که طلبش را داشتید. اما نه به اندازهای که من مشتاق بودم. شما من را بخشنده می دانید ، ولیکن اصلا حد آن  را نمی دانید و از آن صرفا تصوری مبهم دارید ولیکن میزان این بخشندگی من را پس از وصال خواهید فهمید. وقتی که همه قدرت خود را به شما ببخشم . فقط در آنجاست که مفهوم بخشنده و مهربان را خواهید فهمید.

حالا من هستم و شما ، و با داشتن همه قدرت من و احساس بی نیازی، آیا باز هم طالب من خواهید بود؟

من برای رسیدن به شما مرگ و جهنم را خلق کردم تا نشانی بر رحیم بودن من باشد و نشانی بر قدرت خلاقیتی که ناشی از شوق رسیدن به شما بوده است و شما نا آگاه و بی خبر از آن هر لحظه در آه و ناله و فریاد و طغیان نسبت به من قرارداشته اید!

مرگ و جهنم همچون داروهای تلخی هستند که مادری با دلسوزی تمام به طفل خود به زور می خوراند تا او را درمان کند ولی خود بیش از طفلش تلخی دارو را می چشد و طفل بی خبر از همه جا و بدون اطلاع از عشق مادر گریان و نالان است، از اینکه چرا چنین خشونتی نسبت به او اعمال می شود.

بدون مرگ و جهنم ما هرگز به یکدیگر نمی رسیدیم، و حداقل من عاشقی ناکام باقی می ماندم و شما در نیازمندی ابدی ! ولیکن شما بعد از این وصال همین که مطمئن شدید که عاشق "ســیــنـــه" چاک کاملا در اختیار شماست و شما سوار بر اریکه قدرت او می توانید یکه تازی کنید و جانشین او گشته اید، با او چه می کنید؟

من رحمان بودم تا بتوانم بازیگوشی ها و بی اعتناییهای معشوقم را نظاره کنم و باز هم دنبال او باشم و سایه رحمانیت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما، نمیدانید که با من چه کرده اید!!!

ای کاش من نیز می توانستم مانند شما شکایت های خود را بجایی ببرم!!!

اما از این بابت ناراضی نیستم ، زیرا که من هم شما را دارم و می دانم که بالاخره از یکدیگر راضی خواهیم شد.

آری من به شما می رسم و همه چیزخود را به پای معشوق خود تقدیم می کنم و در آن صورت آنجا بهشت شما خواهد بود. نه آن بهشت روز نخست که بهشت نا آگاهی بود، بلکه در جایی که بهشت آگاهی است.. بهشتهایی که شما آنها را بر اساس آگاهیها، دانسته ها و میل و سلیقه های خود بنا خواهید کرد و پس از کسب این تجربه می فهمید که همه چیزعاشق شما ، در اختیار شماست و می توانید با قدرتی که در اختیار دارید جهان ها خلق نموده و بر ابعادی سایه بگسترانید که هرگز تصورش را نداشتید.و به زودی یقیین حاصل می کنید که شما خدا هستید.

آن زمان که شما خدا شدید ، می خواهید بدانید که با من چه خواهید کرد؟ شاید اگر همه داستان را بدانید برای من عاشق گریه کنید!!!

برای مظلومیت من،

هرچند که ممکن است از نظر شما گفتن مظلوم در مورد من درست نباشد!

برخی از شما پس از کسب اطمینان از خدا بودن خود و احساس بی نیازی نسبت به من، خواهید گفت که حالا که خدا هستیم و بی نیاز به او چرا برای خود خدایی نکنیم؟

وفقط عده اندکی خواهند بود که خدایی در وحدت را انتخاب کرده و بسوی من آمده و با من یکی خواهند شد.

بله خدای در وحدت و خدای در کثرت!

خدای در وحدت و خدای در کثرت، آخرین آزمایش است و شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟

شاید بگویید که برای اتخاذ چنین تصمیمی وقت بسیار باقی است. بله هست اما ،شما امروز همان کاری را انجام میدهید که دیروز مقدمه اش را چیده اید، و امروز نیز مقدمه کارهای فردا را تدارک می بینید و احتمال دارد فردا همان کاری را انجام می دهید که امروز انجام می دهید.

پس همین امروز مرا دریابید، تا حرکت شما کسب آگاهی و تمرینی برای فرداها باشد. جایی در لامکان و لازمان ،تا شما حتما مرا انتخاب کنید، خدای در وحدت را و خدایی را که عاشق شماست.

مرا دریابید.

بر گرفته از کتاب آقای محمد علی طاهری به نام: و خدا گفت...
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 11:14  توسط تسنیم  |